مرى
آبكامه است و جنان بود كه نان بودينهدار و نمك و آب را همه با يك جا بياميزند و بآفتاب كرم بنهند تا برسد و آنكاه بپالايند و آبش ( مرى ) كويند .
كواميخ
كامهاست كه كروهكروه كنند و اصل همه بوذه است و جنانست كه آرد جو را خمير كنند فطير و زوالها كنند و بكاه اندر بنهند تا جهل روز كه كره كيرد و اين را : « بوذه » گويند و آنكاه شير تازه بوى برريزند و بآفتاب كرم نهند و هر روزى بجنبانند و شير مىافزايند تا برسد و جون رسيذ بركيرند و بعضى را بسذاب برافكنند و آن را « كامهء شونيزى » كويند . و همجنين كبر و باذرو و بوذينه و آنجه بذين ماند از ترها .
خل زيت
جنان بود كه نان را ريزه كنند و آنجه ببايد از ترهاء سرد ببزند جون كوك و كشنيز و خرفه و خيار و آنجه بوى ماند جنانك ببايد و بر آن برريزند .
سبوسات
جنان بود كه آب بسبوس اندر ريزند و بپالايند و آنكاه بپزند تا ستبر شود .
و توابل
آن جيزهاست كه طعام را بوى خوش كند . جون :
نمك ، و خل ، و زعفران .
ابازير
آن بود كه اوى ديك را خوش آيد ، و كروهى ازو تر بود جون كشنيز و بوذينه ، و كروهى از وى خشك بود . جون كشنيز خشك و زيره و كرويا و آنجه بايشان ماند .
افاويه
داروها بود كه خوشبو و بوى او جون قرنفل و دارچين و خولنجان و آنجه بايشان ماند .
شراب
نام شراب بر مستكان افتد از آب انگور .
باذه
شراب خام بود ، تنك بود سپيذاب كردار .