زينبجان ! صبر كن
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و اميرمؤمنا و فاطمهء زهرا سلام اللَّه عليها در دوران زندگى خود ، به مصيبتها و بلاهايى كه سرانجام امام حسين عليه السل دچار آن مىشد اشاره مىنمودند .
و خلاصه هر بار با طرح و خبر دادن از حادثهء عاشورا ، مردمرابرحذر داشته و سيدالشهداء عليه السل را به صبر و بردبارى دعوت مىنمودند .
يكى از ماجراهاى عجيب كه از حادثهء عاشورا بازگو شده بود ، جريان اسارت زينب كبرى سلام اللَّه عليها بود .
زينب سلام اللَّه عليها خود مىگويد : وقتى آثار ارتحال را در چهره پدرم اميرمؤمنا على عليه السل ديدم ، گفتم : پدرجان ! « أمّ ايمن » حديثى را برايم نقل كرده است ، مىخواهم آن را از تو بشنوم .
اميرمؤمنا عليه السل فرمود : دخترم درست است ، همان چيزى كه امّايمن برايت نقل كرده است ، گويا تو را مىبينم كه به همراه زنان ديگر از اهل بيت من در اين شهر اسير شده باشيد و شما را به ذلت و خوارى حركت دهند ، پس صبور باشد و شكيبايى و بردبارى را از كف ندهيد .
به حق آن خداوندى كه دانه را شكافت و خلايق را آفريد ، در آن زمان روى زمين دوستى به غير از شما و شيعيان و دوستان شما براى خدا نباشد . « 1 »
هامش
( 1 ) - جلاء العيون ، ص 355 .