تو فرزند منىو حسين عليه السلام فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله
در جنگ صفين اميرمؤمنا عليه السل فرزندش « محمد » را طلبيد و فرمود : به سمت راست قشون حمله كن ، او پس از حمله و دور ساختن دشمن در حالى كه مجروح شده بود برگشت و از پدر طلب آب نمود .
اميرمؤمنا عليه السل به او آب نوشاند در اين ميان مقدارى آب در زره او ريخت . راوى ( ابن عباس ) مىگويد : خودم ديدم كه از لابلاى زره محمد خون جارى است ، پس از لحظاتى اميرمؤمنا عليه السل به او فرمود : به سمت چپ قشون دشمن حمله كن . او دستور پدر را اطاعت كرد و پس از جنگ نمايانى برگشت .
هنوز لحظاتى نگذشته بود كه اميرمؤمنا عليه السل به او دستور داد تا به قلب قشون حملهور شود ، محمد دستور پدر بزرگوارش را اطاعت كرد و پس از آنكه برگشت شروع به گريه نمود .
اميرمؤمنا پرسيد : پدر به قربانت تو مرا خوشحال كردى ، پس براى چه گريه مىكنى ؟
محمد گفت : پدر جان ! شما مرا سه بار به كام مرگ فرستادهاى و در سه حمله پى در پى مأمور نمودهاى در حالى كه برادرم حسن و حسين را دستور جنگ نمىدهى .
حضرت پيشانى فرزندش محمد را بوسيد و فرمود :