تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الحسين (ع) (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
فرياد مىزدند كه : آفرين و صد آفرين ، اى يزيد ! دست تو توانا بوَد . اين انتقامى كه من از بنىهاشم گرفتم همان وصيّتى بود كه پدرم به من نمود و من خواسته‌اش را انجام دادم . « 1 »

مرگ يزيد

سرانجام آن ملعون در روز پنجشنبه 14 ربيع الاول سال 64 هجرى به درك رفت . و طبق قول معروف و مشهور آن روز 38 ساله بود و مدت سلطنتش سه سال و نه ماه بود . بنابر نقلى ، يزيد براى شكار به بيابان رفته بود ، پايش در ركاب اسب گير كرد و يكباره اسب رم نمود و آنقدر روى زمين كشيده شد تا پيكر پليدش قطعه قطعه شد . « 2 »

پسر يزيد و كناره‌گيرى از خلافت

پس از به هلاكت رسيدن يزيد در روز چهارشنبه چهاردهم ربيع‌الاول سال 64 هجرى « معاويه » پسر يزيد به جاى او نشست و چهل روز حكومت كرد . « معاوية بن يزيد » پس از چهل روز ، مردم را در مسجد جمع كرد و بر فراز منبر آمد و خطبه‌اى خواند و ضمن آن اعمال پدران خود را
هامش
( 1 ) - ناسخ التواريخ ، جزء سوم ، ص 136 و الغدير ، ج 3 ، ص 260 . ( 2 ) - ترجمهء مقتل ابىمخنف ، ص 252 .
قصص الحسين (ع) (فارسى) — صفحة 203 | على اصغر ظهيرى