تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الحسين (ع) (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
آرى مرگ براى دشمنان شما ، قطعاً چنان است كه از قصرى بسوى زندانى انتقال يابند . پدرم از قول رسول خدا صلّىاللَّه‌عليه وآله فرمود : انَّ الدُّنيا سِجْنُ المُؤْمِن وَجنَّة الْكافر وَ الْمَوْتُ جِسْرُ هؤُلاءِ الى جَنانِهِمْ وَ جِسْرُ هُؤلاءِ الى جَحيمهم . همانا دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است و مرگ پلى است كه اينها را به سوى بهشت و آنها را به سوى دوزخ مىكشاند . سپس حضرت فرمود : ما كَذِبْتُ وَ لا كُذِبْتُ « من دروغ نمىگويم و به من دورغ گفته نشده است » . « 1 »

خدا رحمت كند عمويم عباس را

عبيد اللَّه بن عباس بن على ابن ابى طالب فرزند ابو الفضل است . روزى امام سجاد عليه السل او را ديد پس بى اختيار اشك ريخت و فرمود : هيچ روزى بر رسول خدا صلّىاللَّه‌عليه وآله سخت‌تر از روز « احد » نبود كه عموى ايشان حضرت حمزه به شهادت رسيد . پس از آن ، سخت از روز « موته » بود كه پسر عموى ايشان « جعفر » به شهادت رسيد . پس امام سجاد عليه السل فرمود : روزى به سختى روز پدرم حسين عليه السل نمىرسد كه سى هزار نامرد كه ادعا داشتند
هامش
( 1 ) - معانى الاخبار ، صدوق ، ص 288 .