1 . نقض موضوع : اينكه فقط موضوع قضيه اولى را نقيض كرده ( ايجابى است سلب و سلبى است ايجابى كنيم . ) و ان را موضوع قضيه دوم قرار دهيم و نفس محمول اولى را محمول دومى قرار دهيم چنين كارى را نقض موضوع گويند و قضيهاى را كه از اين راه حاصل شود « منقوضة الموضوع » خوانند ؛ البته با دو شرط اگر اولى صادق باشد ، دومى نيز صادق است :
الف . تغيير كيف ، يعنى : اگر اولى موجبه بود ، دومى سالبه باشد و بالعكس .
ب . تغيير كميت ، يعنى : اگر اولى كليه بود دومى جزئيه باشد و بالعكس . مانند « كل انسان حيوان » ( قضيه اول ) و « بعض الانسان ليس بالحيوان » ( قضيه دوم ) .
2 . نقض محمول : اينكه نفس محمول قضيه اولى را محمول قضيه دومى قرار دهيم . البته بايد از حيث كيفيت ( ايجاب و سلب ) ، متغير باشند و از حيث كميت متفق .
مانند « كل انسان حيوان » كه نقض محمول آن ، عبارت است از : « لا شىء من الانسان بالحيوان » است . اين قضيه را « منقوضه المحمول » گويند .
3 . نقض طرفين يا نقض تام : اينكه نقيض موضوع قضيه اوليه را موضوع قضيه دوم و نقيض محمول آن را محمول اين قرار مىدهيم ، ضمن اينكه از حيث كميت متفاوت باشند و از حيث كيفيت موافق و چنين عملى را « نقض تام » گويند و چنين قضيهاى را « منقوضه الطرفين » گويند ، مثال : « كل انسان حيوان » نقيض مىشود به « بعض اللاانسان لا حيوان » .
1 . قاعده نقض محمول
مصنف مىفرمايد : اول از نقض المحمول شروع مىكنيم ، زيرا اين قاعده ، باب و اصل براى دو قاعده ديگر است ( وجه آن به زودى روشن خواهد شد ) .
اگر ما بخواهيم يك منقوضه المحمول را از يك قضيه ديگر استخراج كنيم به گونهاى كه اگر قضيه اولى صدق است اين قضيه محموله نيز صادق باشد ، راهش اين است كه :
الف . محمول قضيه اوليه نقيض شود ، مثلا حيوان به لا حيوان .
ب . كيفيت قضيه اوليه نيز تغيير كند ، مثلا : موجبه سالبه شود يا بالعكس .
ج . موضوع به حال خود باقى باشد و نقيض نشود .
د . جايگاه نفس موضوع و نقيض محمول ، ثابت باشد و جابهجا نشود .