طريقهء متأخرين ، موجبه كليه به يك سالبه كليه عكس مىشود .
ز . پارهاى از كسانى كه نعمت آنان را سرمست نسازد عاقلاند .
اين قضيه نيز صادق است ، زيرا كه عكس مستوى موجبهء كليه اصل است و همه منطقيون عكس مستوى موجبهء كليه را يك موجبهء جزئيه مىدانند .
جواب تمرين 2 :
از قضيه فوق به تعداد محصورات اربع چهار قضيه درست مىشود :
1 . « بعض المعادن ليس يذوب بالحرارة » ،
اين قضيه مفروض الكذب است ، زيرا فرض اين است كه سالبهء جزئيه كذب است .
2 . « لا شىء من المعادن بذائب بالحرارة » .
اين قضيه نيز كذب است ، زيرا وقتى سالبه جزئيه مذكور كذب بود ، سالبه كليه به طريق اولى كذب خواهد بود .
3 . « كل معدن يذوب بالحرارة » .
اين قضيه ، نقيض آن سالبهء جزئيه است و اگر سالبه جزئيه كذب بود ، حتما بايد اين نقيض صدق باشد و گرنه ارتفاع نقيضين خواهد شد و هو محال .
4 . « بعض المعدن يذوب بالحرارة » .
اين قضيه هم با موجبه كليهء مذكور تداخل دارند و به حكم قانون تداخل « كلما صدق الكلية صدق الجزئيه » .
جواب تمرين 3 . در پاسخ به اين سؤال نياز به ذكر مقدّمهاى است : آب قليل به مجرد ملاقات با نجاست متنجس مىشود ، امّا آب كر وقتى متنجس مىشود كه يكى از اوصاف ثلاثهء آن متغير شود ( رنگ ، بو ، مزه ) . حال تغيير بر دو قسم است :
اوّل . حسى : محسوس است و آن در فرضى است كه آب ، وضع طبيعى خود را دارد اگر مثلا خون يا مدفوع و . . . در آن واقع شود رنگ يا مزه يا بوى آن را تغيير مىدهد و اين تغيير محسوس است .
دوّم . تقديرى : و آن در فرضى است كه رنگ آب بهگونهاى است ( كدر يا قرمز رنگ و . . . ) كه اگر قطره خون يا بولى هم در آن بيفتد ، تغيير محسوس نيست ولى اگر رنگ طبيعى داشت محسوس مىشد و . . . حال تغير حسى ، بالاجماع موجب تنجس است ، ولى تغير تقديرى محل بحث است و مشهور برآنند كه تغير تقديرى نيز موجب
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 490
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٩٠