3 . النقض
تا اينجا سه حكم از احكام قضايا را تفصيلا بيان كرديم :
1 . مبحث تناقض و ملحقات آن ( تضاد و تداخل ) ؛
2 . مبحث عكس مستوى
3 . مبحث عكس نقيض .
و يكى ديگر از احكام و مناسبات ما بين قضايا ، مبحث نقض است .
چند پرسش
اول . فايده نقض چيست ؟ فايده اين بحث مانند مباحث قبلى آن است كه در طريق استنباط مجهول تصديقى وارد مىشود و از علم به صدق قضيهى اول ، علم به صدق قضيهى دوم ، پيدا مىكنيم .
دوم . چرا مصنف ( ره ) اين مباحث را از ملحقات مباحث عكس به حساب آوردند .
علت : همانگونه كه در باب عكس از راه صدق اصل به صدق عكس مىرسيديم و با علم به صدق اصل ، علم به صدق عكس پيدا مىكرديم . بهگونهاى كه عكس احتياج به برهان نداشت - چه عكس اول ( مستوى ) و چه عكس دوم ( نقيض ) - همچنين در باب نقض نيز از راه علم به صدق اصل و قضيهى اوليه ، علم به صدق قضيه محوله پيدا مىكنيم ، و اثبات صدق و حقانيت آن جداگانه برهان لازم ندارد . از اين حيث اين مبحث با مباحث عكس ، قابل طرح است .
سوم : معناى نقض چيست ؟ تغيير و تبديل يك قضيه به قضيه ديگرى است كه از حيث صدق لازمه قضيه اولى باشد ، بدينمعنا كه اگر قضيه محول عنها صدق بود اين قضيه محول اليها نيز صدق باشد ( بر خلاف باب تناقض و تضاد كه اجتماع در صدق نداشت ) ضمنا با اين ويژگى كه دو طرف قضيه بر موضع و جايگاه خود بماند ؛ يعنى : در قضيه اوليه هرچه موضوع بود در قضيه دوم ، همان موضوع باشد و در اولى هرچه محمول بود در دومى نيز همان محمول باشد ، همچنين در قضاياى شرطيه از حيث مقدم و تالى جابهجا مىشدند و بر موضوع اصلى خويش باقى نمىماندند ولى در اينجا باقى هستند . اين ويژگى بايد برقرار باشد .
چهارم : نقض چند شعبه دارد ؟ نقض سه شعبه دارد :