تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
نكرد ، حتما « لا انسان » صادق خواهد بود و گرنه ارتفاع نقيضين لازم مىآيد و هو محال است ، پس بر هرآنچه كه « لا حيوان » صدق كند « لا انسان » هم صدق مىكند ، و اين معناى موجبهء كليه است « كل لا حيوان لا انسان » ، آنگاه مىگوييم : اگر موجبهء كليه صادق باشد پس نقيض آن‌كه يك سالبهء جزئيه باشد كاذب است و گرنه اجتماع نقيضيين مىشود و نقيض اين است كه : « بعض اللاحيوان ليس بلا انسان » و هذا هو المطلوب كه سالبه جزئيه ، عكس لازم الصدق ندارد ، وقتى سالبهء جزئيه صدق نكرد به طريق اولى سالبهء كليه كذب است كه « لا شىء من اللاحيوان بلا انسان » باشد ، چون با موجبه كليهء مذكور ، متضادتان هستند و اجتماع ضدين نشايد . سالبه كليه : اين قضيه منحصرا از دو مفهوم مباين به تباين كلى درست مىشد و نسبت ميان نقيض آن دو تباين جزئى بود كه گاهى از عموم و خصوص من‌وجه سر در مىآورد ، همانند : « انسان و شجر » كه نقيض آن دو : « لا انسان و لا شجر » عامين من‌وجه هستند ؛ و گاهى سر از تباين كلى درمىآورد كه اينجا محل شاهد است ، مثلا : « موجود و معدوم » متباينان هستند ، و نقيض آن دو يعنى : « لا موجود و لا معدوم » نيز متباينان هستند ، اى : « لا شىء من اللاموجود بلا معدوم » و « لا شىء من اللامعدوم بلا موجود » و وقتى اين سالبه كليه صادق بود حتما يك قضيه موجبهء محصلة المحمول نيز بايد صدق كند ، اى : « كل لا معدوم موجود » و وقتى اين موجبه صدق كرد ديگر در نقيض آن نه سلب جزئى صدق خواهد كرد ، تا بگوييم : « بعض اللامعدوم ليس بموجود » و نه سلب كلى كه بگوييم : « لا شىء من اللامعدوم بموجود » . قوله : و لاجل دو طريقهء عكس نقيض را در رابطه با موجبهء جزئيه آورديم و مثال هريك را نيز بيان كرديم ولى مرحوم مظفر تا به حال رمزى و با حروف ب ، ج و . . . مثال آورده و بحث مىكردند اينك همان مثال مذكور را همراه با ذكر ماده بيان مىكنند . موجبهء جزئيه : « بعض اللاانسان حيوان » ، اين قضيه به عكس نقيض موافق ، به موجبه جزئيه : « بعض اللاحيوان انسان » ، و به موجبهء كليهء : « كل لا حيوان انسان » عكس نمىشود ، به دليل اين‌كه از دو نقيض ، يك سالبه كليه درست مىشود كه « لا شىء من اللاحيوان به انسان » و وقتى اين سالبه صحيح بود آن موجبه جزئيه و كليه كاذب خواهد بود ؛ زيرا كه موجبهء جزئيه ، نقيض آن سالبه است و اجتماع نقيضين در صدق محال است ، از طرفى