كاتب بالامكان » عكس مىشود به « بعض الكاتب بالامكان انسان بالامكان » طبق برهان خلف . . .
ولى بنا به عقيده شيخ الرئيس ممكنتين ، عكس لازم الصدق نخواهند داشت . يعنى :
در بعضى موارد عكس مىشوند مانند : « كل انسان بالفعل كاتب بالامكان » اى : « بعض الكاتب بالفعل انسان بالامكان » چون ذات موضوع به وصف موضوع بالفعل متصف شده ولى در بعض موارد عكس صادق ، ندارد . مثلا فرض كنيد مركوب زيد بالفعل به اسب منحصر است در اينجا اگر بگوييم « كل حمار بالفعل مركوب زيد بالامكان » صدق مىكند ؛ ولى در عكس آن صحيح نيست كه بگوييم « بعض مركوب زيد بالفعل حمار بالامكان » چون فرض كرديم كه مركوب زيد ، فعلا منحصر در فرس است و محال است فرس ، حمار شود پس در اين مثال عكس صادق ندارد .
عكس مستوى موجهات سالبهء مركبه و بسيطه
از سالبهها شش قسم عكس مستوى دارند و نه قسم عكس مستوى ندارند ، 6 قسمى كه عكس مستوى دارند عبارتند از :
دائمتان ، عامتان ، خاصتان .
امّا عكس مستوى دائمتان ، سالبهء كليهء دائمهء مطلقه است . طبق برهان خلف :
مفروض : صدق مىكند در اصل ، « بالضرورة او بالدوام ؛ لا شىء من الانسان بحجر » .
مدعى : صدق مىكند در عكس « بالدوام ؛ لا شىء من الحجر به انسان » .
برهان : اگر اين صدق نكند نقيضش بايد صادق باشد و آن موجبهء جزئيهء مطلقهء عامه است . اى : « بعض الحجر انسان بالفعل » ، سپس اين نقيض را با اصل ، ضميمه مىكنيم و مىگوئيم :
« بعض الحجر انسان بالفعل » ( صغرى ) .
« و لا شىء من الانسان بحجر بالضرورة او دائما » ( كبرى ) .
« بعض الحجر ليس بحجر بالفعل » ( نتيجه ) .
اين نتيجه باطل و محال است ، چون مستلزم سلب الشىء عن نفسه است . منشأ اين امر باطل يا اصل قضيه است ، يا عكس ، يا هيئت قياس و يا نقيض عكس سه احتمال اوّل باطل و احتمال چهارم منشأ محال است . پس نقيض عكس ، باطل و محال است چون مستلزم محال است و خود عكس صادق است و هو المطلوب .