مطلقه عامه : عكس هفت قسم از قضاياى موجهه موجبه ، مطلقه عامه است و آنها عبارتند از :
1 و 2 . وقتيتان مطلقتان 3 و 4 . وقتيتان 5 و 6 . وجوديتان 7 . مطلقه عامه .
و دليلش همان برهان خلف است . ما به عنوان نمونه دو قسم را بيان مىكنيم :
1 . عكس مطلقهء عامه مطلقه عامه است . مثال :
اگر صدق كند : « كل انسان ضاحك بالفعل » ؛ بايد در عكس صدق كند « بعض الضاحك انسان بالفعل » ؛ و الّا نقيض آن صدق مىكند كه « لا شىء من الضاحك به انسان دائما » باشد سپس صغرى و كبرى درست مىكنيم :
« كل انسان ضاحك بالفعل » ( صغرى )
« و لا شىء من الضاحك به انسان دائما » . ( كبرى )
« لا شىء من الانسان به انسان بالفعل » ( نتيجه ) و اين خلف است و منشاء آن نقيض عكس است .
2 . عكس وجوديه لا دائمه مطلقه عامه است . مثال :
اگر صدق كند : « كل انسان ضاحك بالفعل لا دائما » ؛ صدق خواهد كرد « بعض الضاحك انسان بالفعل » ؛ و الّا نقيض آن صدق خواهد كرد كه « لا شىء من الضاحك به انسان بالفعل » باشد ، اين را با اصل ضميمه مىكنيم و نتيجه مىدهد : « لا شىء من الانسان به انسان بالفعل » كه محال است و منشأ آن نقيض عكس است .
راه ديگر عكس كردن همان راه مشروطه خاصه است كه جزء اوّل جدا و جزء دوّم جدا باشد .
توضيح : از اقسام هفتگانه مىتوان سه قسم بسيطه را به صورت بسائط و 4 صورت مركبه را به نحو مركبات عكس نمود ، منتهى نتيجهاش غلط و عكس كاذب مىشود . تا به حال 13 قسم از موجبات عكس شدند .
امّا ممكنتين : ممكنه عامه و خاصه عكس مستوى ندارند .
مقدّمه : ما يك اسم داريم و يك مسمى : كه از آنها با عبارات عنوان و معنون ، مفهوم و مصداق ، وصف و ذاتى نيز ، نام مىبريم . مراد از مسمى ، معنون ، مصداق و ذات عبارت است از آن شىءاى كه در خارج موجود است . مثلا وجود خارجى زيد . مراد از اسم ، عنوان ، مفهوم و وصف نيز چيزى است كه بر آن ، شىء خارجى صدق مىكند مثل
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 464
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٦٤