صدق الاصل صدق العكس » امّا در همين فرض هم به صورت موجبهء جزئيه صادق است ، يعنى مىتوان گفت : « بعض الحيوان انسان » و ، « بعض السائل ماء » و لذا در موجبهء كليه آن عكسى كه لازم الصدق و دائم الصدق باشد ، همان موجبهء جزئيه است و نه موجبهء كليه كه دائمى و عمومى نيست و كليت ندارد ( و هذا هو المطلوب ) .
2 . موجبهء جزئيه : عكس مستوى موجبهء جزئيه همانند اصل ، موجبهء جزئيه است .
مثلا : « بعض الانسان حيوان » به « بعض الحيوان انسان » عكس مىشود . و نه به موجبهء كليه يعنى « كل حيوان انسان » در اينجا نيز دو مدعا داريم :
الف . مدعاى اثباتى : موجبهء جزئيه به موجبهء جزئيه عكس مىشود .
برهان : از دو مفهوم كلى متباين هرگز موجبهء جزئيه درست نمىشود ولى از ساير نسبتها عموما موجبهء جزئيه درست مىشود . يعنى گاهى موضوع و محمول متساويان هستند مثل : « انسان و ناطق » ، پس : « كل انسان ناطق » صدق مىكند و بطريق اولى « بعض الانسان ناطق » صادق است لكونها داخلا تحت الكلية .
و گاهى عامين منوجه هستند مثل « انسان و ابيض » فيصدق : « بعض الانسان ابيض » ، و « بعض الابيض انسان » ؛
و گاهى موضوع اعم و محمول اخص است « كالحيوان و الانسان » فيصدق : « بعض الحيوان انسان » . ولى در اين دو فرض ، موجبهء كليه صادق نيست پس نمىتوان گفت : « كل انسان ابيض » يا « كل حيوان انسان » ، چون نقيض آنها صادق است و اجتماع نقيضين نشايد ؛ و گاهى موضوع اخص از محمول است مثل : « انسان و حيوان » فيصدق : « بعض الانسان حيوان » كما يصدق : « كل انسان حيوان » .
حال بنابر جميع تقادير اربعه ، در عكس موجبهء جزئيه نيز ، موجبهء جزئيه صادق است . مثال :
اصل / عكس
بعض الحيوان انسان / بعض الانسان حيوان
بعض الانسان حيوان / بعض الحيوان انسان
بعض الانسان ابيض / بعض الابيض انسان
بعض الانسان ناطق / بعض الناطق انسان
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 454
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٥٤