تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
صدق الاصل صدق العكس » امّا در همين فرض هم به صورت موجبهء جزئيه صادق است ، يعنى مىتوان گفت : « بعض الحيوان انسان » و ، « بعض السائل ماء » و لذا در موجبهء كليه آن عكسى كه لازم الصدق و دائم الصدق باشد ، همان موجبهء جزئيه است و نه موجبهء كليه كه دائمى و عمومى نيست و كليت ندارد ( و هذا هو المطلوب ) . 2 . موجبهء جزئيه : عكس مستوى موجبهء جزئيه همانند اصل ، موجبهء جزئيه است . مثلا : « بعض الانسان حيوان » به « بعض الحيوان انسان » عكس مىشود . و نه به موجبهء كليه يعنى « كل حيوان انسان » در اينجا نيز دو مدعا داريم : الف . مدعاى اثباتى : موجبهء جزئيه به موجبهء جزئيه عكس مىشود . برهان : از دو مفهوم كلى متباين هرگز موجبهء جزئيه درست نمىشود ولى از ساير نسبت‌ها عموما موجبهء جزئيه درست مىشود . يعنى گاهى موضوع و محمول متساويان هستند مثل : « انسان و ناطق » ، پس : « كل انسان ناطق » صدق مىكند و بطريق اولى « بعض الانسان ناطق » صادق است لكونها داخلا تحت الكلية . و گاهى عامين من‌وجه هستند مثل « انسان و ابيض » فيصدق : « بعض الانسان ابيض » ، و « بعض الابيض انسان » ؛ و گاهى موضوع اعم و محمول اخص است « كالحيوان و الانسان » فيصدق : « بعض الحيوان انسان » . ولى در اين دو فرض ، موجبهء كليه صادق نيست پس نمىتوان گفت : « كل انسان ابيض » يا « كل حيوان انسان » ، چون نقيض آن‌ها صادق است و اجتماع نقيضين نشايد ؛ و گاهى موضوع اخص از محمول است مثل : « انسان و حيوان » فيصدق : « بعض الانسان حيوان » كما يصدق : « كل انسان حيوان » . حال بنابر جميع تقادير اربعه ، در عكس موجبهء جزئيه نيز ، موجبهء جزئيه صادق است . مثال : اصل / عكس بعض الحيوان انسان / بعض الانسان حيوان بعض الانسان حيوان / بعض الحيوان انسان بعض الانسان ابيض / بعض الابيض انسان بعض الانسان ناطق / بعض الناطق انسان