7 . وحدت قوه و فعل : اگر در هردو قضيه ، ثبوت و سلب بالقوه يا بالفعل بود ، تناقض در مىگيرد امّا اگر در يكى بالقوه و در ديگرى بالفعل بود تناقض نيست ؛ مانند « زيد مجتهد » اى : بالقوه ؛ و « ليس بمجتهد » اى : بالفعل ، يا فلان دانشجو طبيب است ، امّا بالقوه و طبيب نيست يعنى : بالفعل ، مانند « انت ميت » و « انت لست به ميت » ؛ كه در اولى ، مراد بالقوه و دومى ، بالفعل باشد و هردو صادقاند .
8 . وحدت زمان : مانند « زيد صائم فى النهار و زيد ليس بصائم فى اليل » و يا « الشمس مشرقة » اى : فى النهار ؛ و « الشمس ليست بمشرقة » اى : فى الليل » كه هردو صادق هستند .
پس تناقض در موردى است كه اين هشت وحدت وجود داشته باشد و اگر يكى از آنها كم شود تناقض بوجود نخواهد آمد .
قوله : تنبيه علاوه بر وحدات هشتگانهء مذكور ، يك وحدت نهمى نيز لازم است و آن وحدت در حمل است . اين وحدت از شرط تناقض است و در باب متناقضين ، لازم و ضرورى است . بيان ذلك : حمل در تقسيمى دو قسم است :
1 . حمل اولى يا مفهومى 2 . حمل شايع يا مصداقى ( در اوايل مبحث كلى و جزئى از جلد اوّل و اواخر مبحث كليات خمس بيان شد ) . حال مىگوييم : دو قضيه وقتى متناقض مىشوند كه از حيث حمل نيز وحدت داشته باشند ، يعنى هردو حملشان ، يا حمل اولى باشد و يا حمل شايع . پس اگر در ايجاب ، حمل اولى و در سلب ، حمل شايع مراد باشد منافاتى نيست ؛ مثلا گاهى مىگوييم : « الجزئى جزئى » ، و گاهى مىگوييم :
« الجزئى ليس بجزئى » ؛ كه در اوّل ، حمل اولى مراد است يعنى حمل مفهومى ، و مفهوم جزئى عبارت است از : ( ما يمتنع صدقه على كثيرين )
و در دومى منظور ، حمل شايع است ؛ ( مصاديق جزئى در خارج فراوان هستند و عنوان جزئى بر كثيرين صادق است ) پس بين آن دو قضيه منافاتى نيست . اين بود جهات وحدت . امّا جهات اختلاف و تعدد در باب تناقض :
اگر دو قضيه بخواهند با يكديگر متناقض باشند حتما بايد در سه امر با يكديگر اختلاف داشته باشند ؛ كه عبارتند از :
1 . اختلاف در كميت ( كليت و جزئيت ) .
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 433
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٣٣