تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
است كه هردو كلّى محصولند ؛ ولى يك به حمل عرضى ، ديگرى ذاتى و مراد از عرض ، در تعبير ثانى كه الضحك عرض ، عرض در مقابل جوهر است كه جوهر وجودش لا فى الموضوع و عرض فى الموضوع است . قوله : و مثل : اين در حقيقت بيان ثمره و تفاوت عرضى با عرض است و آن اين‌كه هر چيزى عرضى به معناى باب كلّيّات خمس بود ، در مقابل ذاتى ، حتما عرض در قبال جوهر نيز هست ، ولى ممكن است چيزى عرض به معناى ثانى ، يعنى در مقابل جوهر باشد ، ولى عرضى به معناى اوّلى نباشد ، بلكه ذاتى باشد ؛ مثلا لون به معناى ثانى عرض است ، يعنى وجود فى الموضوع دارد ، چون رنگ هر موقع در خارج يافت شود ، حتما در جسمى از اجسام است نه مستقل . ولى عرض به معناى اوّلى نيست چون لون را وقتى با جسم مقايسه مىكنيم از كلّيّات خمس نيست و محمول به حمل مواطات نيست ؛ پس لون نه جنس نه فصل نه عرضى خاصه نه عرضى عام جسم است بله اصلا قابل حمل نيست اما نسبت به انواع لون كه رنگ سفيد و سياه و . . . باشد ذاتى و جنس آن‌ها است كه هر جنس ، ذاتى انواع خود است ، نه اين‌كه عرضى باشد . پس عرض به معناى ثانى ، اعم از عرض به معناى اوّلى و با ذاتى به معناى اوّل هم سازگار است . پس تعبير صحيح در ما نحن فيه ، اين است كه بگوييم : عرضى خاصه و عرضى عام .

تقسيمات عرضى

با تعريف‌هاى كلّيّات ذاتى اعم از نوع و جنس و فصل و تقسيم‌هاى آن‌ها آشنا شديم و نيز تعريف كلّى عرضى را با هر دو قسم آن بيان كرديم و سپس و در ضمن آن شش نكتهء مهمّ به عنوان تنبيه‌ها و توضيح‌ها مطرح شد . اينك باقىماندهء تقسيم‌هاى كلّى عرضى را بيان مىكنيم ، تا مبحث كلّيّات خمس به پايان برسد : به‌طور كلّى ، عرضى چه عرضى خاصه و چه عرضى عام در تقسيمى دو قسم مىشوند : 1 . عرضى لازم 2 . عرضى مفارق . 1 . عرضى لازم ، عبارت است از ان امر عرضىاى كه انفكاك و جدايى آن از معروض و موضوعش محال و ممتنع باشد و از لوازم لاينفك موضوع باشد . عرضى لازم از جهش سه قسم مىشود : الف - لازم ماهيّت ب - لازم وجد ذهنى ج