نمىشود .
با حفظ اين مقدّمه مىگوييم : حمل اولى ذاتى آن است كه موضوع و محمول از حيث معنا و مفهوم اتّحاد داشته باشند و طبعا از حيث مصاديق خارجى هم اتّحاد دارند و تغايرشان بالاعتبار است ، يعنى به اجمال و تفصيل مثلا الانسان حيوان ناطق كه حيوان ناطق همان انسان است و انسان همان حيوان ناطق ، از نظر مصداق و مفهوم . ولى انسان اجمال و حيوان ناطق ، تفصيل همان حقيقت است ، پس به دو اعتبار فرق دارند اين قسم از حمل را حمل مفهومى گويند ؛ چون مال مفاهيم و تعاريف است ، حمل ذاتى گويند ، چون تمام ذاتىها و اجناس و فصول يك شيئى بر او حمل شده و حمل اوّلى گويند ، چون در رتبهء اوّل است ، يعنى اوّل ثابت مىكنيم كه انسان حيوان ناطق است ؛ سپس عوارض و احكامى از فضائل - رذائل - علم - جهل - ايمان و كفر و . . . اثبات مىكنيم و حمل شايع صنانعى آن است كه موضوع و محمول از حيث مصداق متّحد باشند ؛ يعنى موضوع مصداقى از مصاديق محملو است ، ولى به لحاظ مفهوم اختلاف دارند ، مثل انسان و حيوان كه هركدام مفهومى دارد ولى در خارج « كلما صدق عليه الانسان صدق عليه الحيوان » ( در حمل شايع كه اتّحاد مصداقى ميان موضوع و محمول است ، گاهى اتّحاد به نحو تساوى كلّى است ، مثل انسان و ناطق و گاهى عموم و خصوص مطلق ، مثل انسان و حيوان و گاهى عموم و خصوص منوجه است ، مثل انسان و ابيض و خلاصه يك اتّحادى و لو فى الجملة و فى بعض الموارد بينهما حاكم است ) و اينكه آن را حمل شايع صناعى يا حمل متعارف گويند ، چون در ميان عرف و اهل محاوره همين نوع متداول و متعارف است و نوع حمل ذاتى مخصوص ماهيّتها و تعاريف است و نيز در مصطلح علوم هم همين حمل شايع رواج دارد از اينرو صناعى است و شيوع دارد بين خاص و عام ، عالم و عامى ، اهل معقول و منقول و . . .
حال كه با حمل اولى ذاتى و حمل شايع صناعى آشنا شديم ، جواب سؤال دوم هم داده مىشود و آن اينكه : مراد از كلّى محمول در باب كلّيّات خمس ، عبارت است از :
محمول به حمل شايع صناعى ، يعنى كلّى را با افرادش كه مقايسه مىكنيم يا ذاتى افراد است يا عرضى ، و مراد از حمل در حدّ تام از نوع حمل اولى ذاتى است كه در باب معرّف و حدود خواهد آمد و ربطى به كلّيّات خمس ندارد و محمول به حمل شايع از دو قسم ذاتى و عرضى بيرون نيست و واسطهاى در ميان نيست .
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 210
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢١٠