تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
2 . حمل يا ذاتى اوّلى است يا شايع صناعى . 3 . حمل يا مواطاتى است و يا اشتقاقى . امّا تقسيم اوّل : مقدّمه ، اصولا هر قضيه‌اى داراى موضوعى و محمولى است . تقسيم دوم : موضوع ، موضوع قضيّه گاهى جزئى حقيقى است ، مثل زيد قائم ، مدرسه فيضيّه پايگاه جهاد و اجتهاد و فقه و فقاهت و تفسير و حديث و فلسفه و عرفان است و گاهى كلّى است چه صنف ، مانند شعراء - علماء و . . . واجب الاكرامند و چه نوع مثل انسان ضاحك است و چه جنس مثل حيوان جسم است . تقسيم سوم : محمول ، محمول قضيّه ، جزئى بما هو جزئى نيست ، زيرا كه هر جزئى بما هو جزئى ؛ با جزئى ديگر مباين است و مباين بر مباين قابل حمل نيست ، مثلا نتوان گفت : زيد بما هوم زيد عمرو بما هو عمرو است و بر كلّى هم قابل حمل نيست كه بگوييم : انسان ، يعنى زيد يا انسان زيد است « لان الجزئى لا يكون كاسبا و لا مكتسبا » پس محمول هميشه كلّى حقيقى است ( در مقابل كلّى فرضى ، مثل لا شىء و لا ممكن كه نه داراى فرد ذهنى هستند نه خارجى ، بر خلاف كلّيّاتى كه مصاديق ذهنى يا خارجى دارند ) آن‌گاه محمول كلّى را با موضوع كه مقايسه مىكنيم از سه حال خارج نيست ( اين مقايسه ميان مفاهيم انجام مىگيرد و كارى به مصاديق خارجى نيست ) . 1 . يا محمول از حيث مفهم اعم از موضوع است و دايره‌اش به مراتب وسيع‌تر از آن است ، مانند زيد انسان كه موضوع جزئى و محمول كلّى و مفهوم آن حيوان ناطق است كه كلّى است . « اى قابل للصدق على الكثيرين » ولى مفهوم زيد جزئى است ، و مانند الانسان حيوان كه موضوع كلّى است و محملو از آن كلّىتر و عام‌تر است و در خارج قابل صدق بر صد برابر انسان است ، مثلا الانسان ضاحك كه اگرچه در مصاديق خارجى مساوى هستند ؛ ولى از حيث معنا و مفهوم ذهنى با قطع‌نظر از مصاديق ، محمول اعم است ، زيرا كه « ضاحك اى ذات ثبت له الضحك » و در معناى آن خصوص ، حيوان ناطق نخوابيده ، بلكه ذاتى است كه كذا و كذا . . . قطع‌نظر از اين‌كه انسان باشد يا نه ( توضيح بيش‌تر خواهد آمد ) . 2 . و يا محمول از حيث معنا و مفهوم مساوى با موضوع است ، مانند : الانسان انسان ، الانسان حيوان ناطق و . . . كه آن را حمل اوّلى ذاتى گويند و در تقسيم بعدى حمل ، بررسى مىشود و فعلا مدّ نظر نيست .