تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
دلالت تصوّرى عبارتست از انتقال شنونده به معنى به مجرّد شنيدن لفظ ، از هر لافظى كه باشد اين دلالت يك شرط بيشتر ندارد و آن علم سامع به وضع است و به محض اينكه عالم به وضع باشد و ذهنش با معنى مأنوس باشد از شنيدن لفظ ، معنى به ذهنش خطور مىكند چه گوينده انسان عاقل ملتفت قاصد معنى باشد يا اصلا قصد معنى نداشته باشد و يا حتى از انسان خوابيده لفظ را بشنود و يا از پشت ديوار بشنود و يا از تموّج هوا صدا را احساس كند و . . . در تمام اين موارد دلالت تصوّرى به معناى تصور و خطور معنى و انتقال ذهن به معنى وجود دارد . دلالت تصديقى آن است كه علاوه بر تصوّر معنى در ذهن سامع ، تصديق و حكم هم بكند كه همين معنى مراد متكلم است و گوينده از لفظ اين را اراده كرده است . اين نوع از دلالت علاوه بر شرط مذكور در دلالت تصوّرى ، شروط ديگرى هم دارد از قبيل اينكه متكلّم در مقام بيان و افاده باشد ، قصد معنى داشته باشد ، جدّى سخن بگويد و . . . البته خود دلالت تصديقى دو شعبه دارد : 1 - دلالت تصديقى استعمالى يعنى مخاطب تصديق كند كه مراد استعمالى متكلم اين است و كلامش ظهور در اين دارد ، مثلا از عام عموم را اراده كرده است خواه مراد واقعى نيز همين باشد يا مراد واقعى خصوص باشد نه عموم . شرط اين دلالت علاوه بر امور مذكور آن است كه قرينهء متصلّه بر خلاف ظاهر نياورد و گرنه بر طبق قرينه ظهور ديگرى منعقد مىشود و اگر قرينه اجمال داشت ، خطاب مجمل مىشود . 2 - دلالت تصديقى واقعى يعنى مخاطب تصديق كند كه واقعا هم مراد متكلّم همين است نه تنها در ظاهر خطاب بلكه واقعا هم مراد باشد و مصلحت و مفسده بر طبق همين ظاهر باشد . و اين دلالت علاوه بر شروط دلالت قبلى مشروط به اين است كه قرينهء منفصله هم بر خلاف ظاهر نياورد و گرنه كاشف از اين خواهد بود كه