تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
هرزمان و مكان كه باشد ، در هركلامى كه باشد چه فعليّه و چه اسميه ، چه در جمله چه در مركب ناقص يا در مفرد ، چه در اوّل جمله يا وسط يا آخر و . . . 5 - مثال ديگرى براى اطلاق لفظ و ارادهء نوع : گوينده‌اى مىگويد : « ضرب فعل ماضى است » و منظورش نوع ضرب‌ها و هرضرب است از هرمتكلمى كه صادر شود و به هرمناسبتى كه باشد و در هركلامى كه باشد . باز فلسفه دو مثال روشن است زيرا در مثال قبلى عنوان « زيد لفظ » شامل خود زيد در اين كلام نيز بود ، ولى در اين مثال عنوان ضرب شامل خود اين ضرب در مثال نيست زيرا اين ضرب فعل نيست بلكه اسم است و عنوان مشير به ضرب‌هاى ديگر است . حال كه مثالها تبيين شد يك بحث اين است كه ايا اطلاقات مزبور ( كه در پنج مثال بيان شد ) صحيح است يا غلط و نادرست است ؟ در اينجا به اتّفاق كلمه اطلاقات را صحيح دانسته‌اند زيرا هيچ محذورى از اين اطلاقها پيش نمىآيد نه محذور لفظى و ادبى دارند كه با قواعد نحوى وفق نداشته باشند ، نه منع تعبّدى شرعى دارند و نه محذور عقلى دارند ، بر خلاف اطلاق لفظ و ارادهء شخص آن‌كه شبهات عقلى داشت و مطرح شد و البتّه قابل‌جواب بودند و ردّ شدند ولى آن شبهات در اين اقسام اصلا جا ندارد . بحث ديگر اين است كه آيا اين صحّت و حسن اطلاقات ، وضعى و تابع وضع واضع يا اذن و ترخيص او است ؟ يا طبعى و تابع استحسان طبع و پسند ذوق است ولو واضع اذن ندهد ؟ مختار مرحوم آخوند آن است كه اينها طبعى هستند و فطرت و جبلّت آدمى از آنها مشمئز نمىشود ، و بلكه آنها را مىپذيرد و خوشش مىآيد و وضعى نيست . دليل مطلب سه امر است : 1 - وجدانا اين اطلاقات صحيح است ولو واضع اذن نداده باشد پس تابع اذن و