از نظر ادبى فعل است يا معلوم است و . . . كه متكلم لفظى را مىگويد و منظورش ارادهء لفظ ديگرى است كه مثل اين لفظ است و در كلام ديگرى به كار رفته است .
2 - مثال اطلاق لفظ و ارادهء صنف : گويندهاى مىگويد : زيد هرگاه در آغاز جملهء اسميّهء باشد مبتدا است و منظورش از اين كلام خصوص همين زيد صادر از متكلّم نيست و نيز خصوص مثل آن هم نيست بلكه صنف زيدهايى است كه در آغاز جمله اسميه واقع مىشود از هرمتكلّمى كه صادر شود ، در هرزمان و مكانى كه باشد و در هرجملهء اسميّهاى كه باشد ( زيد قائم ، زيد جالس ، زيد عالم و . . . ) ولى از جهتى دايرهاش محدود است يعنى زيد واقع در جمله فعليّه را شامل نيست ، زيد وسط جمله اسميه يا آخر آن را شامل نيست ، زيد تنها را شامل نيست و . . .
3 - باز هم مثالى براى اطلاق لفظ و ارادهء صنف : كسى مىگويد : زيد در ضرب زيد فاعل است و منظور خصوص يعنى زيد صادر از او نيست كه اصلا اين ممكن نيست زيرا زيد در اين جمله مبتدا است نه فاعل بلكه منظور صنف زيدهايى است كه به دنبال ضرب واقع مىشوند از هرمتكلّمى كه باشد در هرزمان و مكانى كه باشد . ولى از طرفى خاص است يعنى زيد در « زيد قائم » را شامل نيست ، زيد در « ضرب زيد » را شامل نيست ، زيد در « نصر زيد ، كتب زيد . . . » را شامل نيست ، پس نوع نيست و صنف است .
فلسفهء دو مثال آن است كه در مثال اوّل كلام ، خود همين جمله را نيز شامل بود زيرا زيد در جمله « زيد اذا وقع فى اوّل الجمله الاسميّه مبتداء » نيز مبتدا است . ولى در مثال دوّم خود اين جمله را شامل نيست زيرا زيد در جملهء « زيد فى ضرب زيد فاعل » فاعل نيست بلكه مبتدا است ولى عنوان مشير به زيدهايى است كه به دنبال ضرب زيد استعمال مىشوند .
4 - مثالى براى اطلاق لفظ و ارادهء نوع : كسى مىگويد : زيد لفظ است و منظورش شخص زيد صادر از خودش نيست بلكه نوع زيدهاى صادره از متكلمان است در
خارج اصول (فارسى) — صفحة 329
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٢٩