نمىشود و عرب نمىگويد فلانى جدّ و جَهد بهكار برد ؛ ولى به كسى كه جسم سنگينى را با زحمت جابهجا مىكند عرب مىگويد « اجتهد فلانٌ فى حمل الثقيل . . . » . يا به كسى كه حاصل ضرب دو در دو را به راحتى بدست مىآورد نمىگويند اجتهاد كرد و متحمّل سختى و رنج شد ، ولى بر كار كسى كه سنگينترين مسائل رياضى را حلّ و فصل مىكند اطلاق اجتهاد مىشود . هكذا به كسى كه ضروريات دين را بدست مىآورد نمىگويند اجتهاد كرد ؛ ولى به كار فقيهى كه پيچيدهترين مسائل فقهى و احكام شرعى را از منابع آن استنباط مىنمايد اطلاق اجتهاد مىشود .
2 . اجتهاد در لغت عرب به معناى بذل وُسع و طاقت هم آمده است . اجْتَهَدَ فى أمر أى بَذَلَ وُسعه و طاقته ؛ يعنى تمام توان و نيروى خود را به كار برد و آنچه در وُسعش بود در اين مسير بذل و بخشش نمود و در طبق اخلاص گذاشت « 1 » كه اين معنا هم نزديك به معناى قبلى است و چنين كسى متحمّل مشقّت است .
در اصطلاح فقهاء و اصوليّون ،
1 . مشهورترين تعريفى كه از قديمالايام براى اجتهاد آوردهاند و در كلام حاجبى « 2 » آمده و علّامه رحمه الله « 3 » نيز از ايشان پيروى نموده و در كتابش آورده است اين است كه « الاجتهاد استفراغ الوُسع فى تحصيل الظّن بالحكم الشرعى » ؛ اجتهاد عبارت است از اينكه انسان تمام وسع خويش را در طبق اخلاص نهاده و در جهت بهدست آوردن ظنّ و گمان به حكم شرعى بذل نمايد .
2 . تعريف ديگرى از جناب شيخ بهائى نقل شده است : « الاجتهاد ملكةٌ يقتدر بها على استنباط الحكم الشرعى الفرعى من الأصل فعلًا أو قوّةً قريبةً » . « 4 »
يعنى اجتهاد عبارت است از ملكهء نفسانيّهاى كه با آن ، انسان قدرت پيدا مىكند بر استنباط حكم شرعىِ فرعى از اصل ( منابع و مدارك احكام ) ؛ حال اين استنباط بالفعل باشد يا بالقوّه كه نزديك به فعليّت است .
در تعريف قبلى ، اجتهاد از مقولهء فعل و كار شخص مجتهد است كه تمام توان خويش را براى نيل به احكام شرعى به كار مىبندد . در اين تعريف ، از مقولهء صفات نفسانيّه و از ملكات است ، زيرا صفات نفس دو دسته است :
1 . امورى كه از حالات نفساند و ثابت و پايدار نيستند ، بلكه گاهى بر نفس عارض مىشوند ؛
2 . امورى كه از ملكات نفسانيّهاند ؛ يعنى يك هيئت راسخ و ثابت در نفس آدمى كه در اثر مداومت و ممارست حاصل مىشوند و در همه حال پايدارند ، مثل ملكهء جود و سخاوت ، و شجاعت و جوانمردى . اجتهاد از اين قسم است كه در اثر مداومت و ممارستِ چندين و چندساله براى انسان
هامش
( 1 ) . المصباحالمنير ، ج 1 ، ص 139 ، مادّه جهد .
( 2 ) . شرح مختصر ، ص 460 .
( 3 ) . مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 240 .
( 4 ) . زُبدةالاصول ، ص 141 .