فصل اوّل : تعريف تعارض
در باب تعارض ادلّه نُه فصل مطرح است . فصل اول دربارهء تعريف تعارض و بيان حقيقت آن است .
واژهء تعارض از « عرض » مشتق شده است . كلمهء عرض گاهى به معناى بعدى از ابعاد سهگانه جسم است كه در مقابل عمق و طول است ، و گاهى به معناى اظهار است ، مثلًا فلانى متاعش را براى فروش عرضه كرد ؛ يعنى اظهار و آشكار نمود و آن را به منظور فروش در معرض ديد همه قرار داد . اما در اصطلاح اصولىها دو تعريف براى آن گفته شده است كه همين دو را محور قرار مىدهيم :
1 . شيخ اعظم در رسائل فرموده : « التعارض تنافى الدليلين بحسب مدلولهما . . . » ؛ « 1 » تعارض عبارت است از تنافى و تمانع و تعاند دو دليل بر حسب مدلولهايشان ( تعارض و تنافر ) ابتداء به ساكن ، وصف مدلولهاست و مفاد دو دليل با يكديگر قابل جمع نيستند و بهواسطهء مدلولها به دليلها نيز اسناد داده مىشود و مىگوييم دو دليل با يكدگر تنافى دارند و تنافى مدلولها واسطه مىشود در عروض وصف تنافى بر دليلها ؛ و گرنه دليلها حقيقتاً با يكديگر تنافى ندارند .
2 . آخوند در كفايه مىفرمايد : « التعارض تنافى الدليلين أو الأدلّة بحسب الدلالة و مقام الإثبات على وجه التتناقض أو التضاد حقيقةً أو عرضاً » . يعنى تعارض عبارت است از تنافى و منافات داشتن و قابل جمع نبودن دو يا چند دليل بر حسب مقام اثبات و دلالت ؛ « 2 » آن هم تنافى بر نحو تناقض يا تضاد . تضاد هم يا حقيقتاً و وجداناً است و يا مجازاً و بالعرض . براى روشن شدن اين تعريف همهء كلمات آن را بررسى مىكنيم :
كلمهء « دليلين يا ادله » براى اشاره به آن است كه در تعارض ، چنين نيست كه هميشه ميان دو دليل تنافى باشد ، بلكه اين حداقل است ، يعنى كمتر نباشد ؛ و يك دليل هرگز خودش با خودش تعارض ندارد ؛ حتماً بايد دو دليل باشد تا مسألهء تعارض موضوعيت پيدا كند ولى منحصر به اين نيست و چه بسا تعارض ميان سه يا چند دليل باشد . « 3 » پس از ناحيهء قلت به شرط لا است ؛ يعنى كمتر از دو نباشد ؛ ولى از ناحيهء كثرت لا به شرط است و بيش از دو دليل را هم شامل است .
البته منظور شيخ اعظم و ديگران نيز همين است ولى در مقام بيان ، تنها به ذكر كلمهء دليلين بسنده كردهاند و ممكن است كسى گمان كند تعارض ، مخصوص تنافى دو دليل است نه بيشتر . ولى اين توهم بيجاست و نيازى به ذكر كلمهء « ادله » نيست ؛ زيرا غالباً هم تعارض ميان دو دليل است ، و كم است ميان سه يا بيشتر باشد ؛ و النادر كالمعدوم .
كلمهء بحسب الدلالة و مقام الاثبات - كه نقش كليدى دارد و تفاوت تعريف شيخ و آخوند در همينجاست - اشاره به اين است كه تعارض ، تنافى دو دليل است به لحاظ مقام اثبات و دلالت كه هر
هامش
( 1 ) . فرائدالاصول ، ص 431 .
( 2 ) . نه بر حسب واقع و ثبوت .
( 3 ) . مثلًا يك دليل مىگويد جمعه واجب است و دليل ديگر مىگويد جمعه حرام است و دليل سوم مىگويد جمعه مكروه است .