تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣

فصل : [ بيان ضابط التعارض ]

[ المختار فى تعريف التعارض ]

التعارض هو تنافى الدليلين أو الأدلة بحسب الدلالة و مقام الإثبات على وجه التناقض أو التضاد حقيقة أو عرضا بأن علم بكذب أحدهما إجمالا مع عدم امتناع اجتماعهما أصلا . مقصد هشتم : تعارض ادلّه قبل از هر سخنى سه نكته توضيح داده مىشود : 1 . قبل از مرحوم آخوند بزرگانى همچون صاحب معالم و شيخ اعظم ، اين بحث را باعنوان « خاتمه » مطرح مىكردند كه حاكى از بحث جنبى و كم اهميت بودن آن است . ولى مرحوم آخوند اين را به عنوان يكى از مقاصد اصلى كفايه مطرح كرده و حق همين است ؛ زيرا مسالهء تعارض ادله از مهم‌ترين مباحث علم اصول است و ضابطهء مسأله اصولى بر آن منطبق است و وجهى ندارد كه به صورت خاتمه ذكر شود . 2 . بزرگان اصول پيش از مرحوم آخوند ، اين بحث را با عنوان تعادل و تراجيح عنوان كرده‌اند ؛ ولى مر حوم آخوند عنوان را تغيير داده و با عنوان « تعارض الادله و الامارات » ذكر كرده است . همين تعبير ، مناسب‌تر است ؛ زيرا تعادل و تراجيح از اقسام تعارض ادله است ؛ يعنى وقتى دو دليل يا دو اماره با يكديگر تعارض كردند يا از هر جهت برابرند - در اينجا سخن از تعادل مطرح است - و يا يكى از آن دو بر ديگرى برترى دارد كه جاى تراجيح است و مقسم هر دو ، تعارض ادله است ؛ يعنى دو دليل متعارض ، يا مساوىاند يا يكى رجحان دارد . و واضح است كه بهتر است عنوان مقسم را كه خلاصه‌تر و جامع‌تر است در صدر بحث بياوريم . 3 . مرحوم آخوند كلمهء ادله و امارات را با هم آورده و با عطف ذكر كرده است . جاى سؤال است كه آيا عطف اماره بر دليل ، از نوع عطف تفسيرى است و اين دو مترادف هستند يا همان‌گونه كه قانون عطف است اين دو تغاير دارند و معطوف غير از معطوف‌عليه است ؟ مرحوم مشكينى در حاشيه فرموده است : شيخ اعظم در اوايل رسائل قائل به مغايرت شده و دليل را مخصوص احكام دانسته است « 1 » و اماره را مخصوص موضوعات . « 2 » شايد منظور آخوند همين مغايرت باشد و لذا هر دو را آورده است . شايد به قول مرحوم مشكينى نظر به عدم مغايرت دارد و مىخواهد تعريض به شيخ اعظم داشته باشد كه اينها مغاير نيستند و متحدالمعنى مىباشند ، و هر دو ، هم در موضوعات و هم در احكام به‌كار مىروند و اصطلاح مغايرت ، اصطلاح مخصوص شيخ است .
هامش
( 1 ) . حجت ظنى معتبر در احكام را دليل گويند مثل خبر ثقه و استصحاب . . . . ( 2 ) . حجت معتبر ظنى در موضوعات را اماره گويند مثل شهادت دو عادل .