تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
نمىشود . مثلًا زنى كه در طول ماه مبتلا به خون استحاضه است و قطعاً - لااقل - سه روز از آن و يا اگر داراى عادت عددّيه است به مقدار عادت - پنج روز مثلًا - حيض است ، ولى هيچ راهى براى تشخيص آن ندارد و تنها علم اجمالى دارد كه سه يا پنج روز در طول ماه حائض است و بايد احكام حيض را مراعات كند ؛ ولى آيا سه روز اوّل ماه است يا سه روز دوم ؟ آيا از روز اوّل تا سوم است يا از روز دوم تا چهارم ؟ اينها را نمىداند و لذا از اوّل تا آخر ماه هر لحظه كه ملتفت شود حائض است يا نه ، مىبيند كه شك دارد ؛ و قطع تفصيلى به تحقّق موضوع ندارد تا احكام حيض در حقّ او فعلى شود . حال اگر تكليف واقعى به درجهء فعليّت تمام و كمال نرسد ، يا در اثر وجود مانع اوّل ( عدم ابتلاء به بعض اطراف ) و يا در اثر وجود مانع دوم ( اضطرار به بعض اطراف ) و يا مانع سوم ( عدم احراز موضوع ) ، چنين تكليفى موافقتش واجب نيست و اجتناب از ساير اطراف لازم نيست و بلكه مخالفت قطعيّه با آن جايز است ؛ برابر ضابطهء ما . ولى اگر يقين به فعليت تكليف داشتيم ، حتماً منجّز و لازم الامتثال مىشود و فرقى ندارد كه اطراف شبهه ، دفعى و در عرض هم باشند ، مثل دو ظرفى كه فعلًا داريم كه يكى نجس است و بايد از آن اجتناب كنيم ؛ يا اين‌كه تدريجى و در طول هم باشد ، مثلًا صبح ، خطاب « إجتنب عن الربا » يا « الربا حرامٌ » آمد و فعلى شد ، ولو مصاديق آن تدريجاً به‌وجود آيد . او اجمالًا مىداند كه يكى از معاملاتى كه در طول روز انجام خواهد داد ربوى است ؛ در اينجا بايد احتياط نمايد و از همهء آنها اجتناب كند . سؤال : آيا تدريجى بودن مانع از فعليّت نيست ؟ جواب : خير ، در هيچ منبعى از منابع فقه نيامده است كه تدرّج مانع باشد ، بلكه به عكس ، همان‌طور كه تكليف به امر فعلى و حالى صحيح است ، تكليف به امر استقبالى - و در آينده نيز - صحيح است مانند حجّ كه در مقدّمهء واجب و در بحث واجب معلّق آورديم كه اگر كسى شش ماه پيش از موسم حج ، مستطيع شد ، وجوب حج به گردنش مىآيد تكليف او هم فعلى است ، ولى واجب و امتثال در ظرف آينده و ايام ذىالحجة خواهد بود . پس مانع ندارد كه تكليف ، از اوّل صبح فعلى باشد ، اجتناب از معاملات مشتبه به ربا ، لازم باشد و . . . . فافهم : شايد اشاره باشد به اين‌كه شما در مبحث واجب معلّق ، آن را نپذيرفتيد پس چگونه در مانحن‌فيه به آن استشهاد مىكنيد ؟ اين سخن با مبناى شما سازگار نيست .