تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
به عقيده خود ناقل چنين اجماع و اتفاقى سببيت دارد و موجب حدس به رأى امام مىشود ، بر اساس ملازمه عقلى يا عادى يا حدس اتفاقى . ولى به عقيدهء مخاطب و منقول‌ٌاليه از اين راه قطع به رأى معصوم حاصل نمىشود و مخاطب با متكلم و ناقل ، هم‌مسلك نيست . مثلًا ناقل فقط آراء فقهاء يك عصر را تحصيل كرده و خودش ملازمه عقلى را قبول دارد ؛ ولى مخاطب اين مسلك را قبول ندارد . حكم چنين اجماعى نسبت به مقدارى كه نقل سبب مىكند ، از صور بعدى معلوم خواهد شد ، ولى نسبت به نقل مسبب يا رأى امام حجّت نيست و ادلّه حجيّت خبر واحد آن را شامل نيست ، زيرا ادلّهء حجيّت خبر واحد عبارت است از : بناء عقلاء ، اجماع ، آيات ، روايات . بناء عقلاء همان سيره عملى است و مهم‌ترين دليل حجيّت خبر واحد مىباشد . از آنجا كه از مقوله عمل است و عمل مجمل است ، بايد به قدر متيقنِ آن قناعت شود . قدر متيقن از بناء عقلاء ، بر حجيّت خبر ، دربارهء خبرهاى حسى ، يا حدس عادى و ضرورى است كه كالحس باشد . اما نسبت به ساير خبرهاى حدسى ، شمول سيره عقلاء مسلّم نيست و تا قطعى نشود فايده‌اى ندارد . درباره اجماع قولى و آيات و روايات - كه عمده همين آيات و روايات است و اجماع به يكى از آن دو برمىگردد - بايد متذكر شد كه اولًا اصل دليليت آنها براى حجيّت خبر واحد ، قابل مناقشه است و در باب خود خواهد آمد . ثانياً بر فرض كه دلالت آنها تمام باشد ، امّا باز هم به غير خبر حدسى انصراف دارند ، يعنى به خبر حسى يا حدس ضرورى و كالحس انصراف دارند و شامل فرض مورد بحث ما نمىشوند . « 1 » پس قسم چهارم از اجماع منقول نسبت به مسبب و رأى امام حجّت نيست . قسم پنجم : هم نقل سبب مىكند و هم نقل مسبب . نسبت به نقل سبب ، حدسى است و آراء را نديده است ؛ ولى نسبت به نقل مسبب حسى است و رأى امام را ديده و از امام سؤال كرده و شنيده است و اين در اجماع تشرّفى است . باز هم اگر چنين اجماعى احراز شد ، ارزش دارد ؛ ولى خيلى نادر است و نمىتوان تشخيص داد مثلًا كدام‌يك از ادعاهاى اجماع مقدس اردبيلى ، از اين نوع است . قسم ششم : ناقل اجماع فقط نقل سبب مىكند ، يعنى آراء علماء را بيان مىكند و مىگويد « اجمع اصحابنا » يا « اصحاب الامام ، على كذا » ، و نقل مسبب نمىكند و تازه نقل سببش هم صددرصد حدسى و اجتهادى است كه قطعاً اين قسم ارزشى ندارد و تنها به كار خود حدس زننده مىآيد . قسم هفتم : ناقل فقط نقل سبب مىكند و به عقيده خودش اين سبب تامّ و كاشف از رأى معصوم است و مستلزم مسبب است . مثلًا ملازمه عقلى را قبول دارد و فتاواى فقهاء عصر خويش را جمع آورى كرده است و به نظر خودش هم حدس به رأى امام مىزند . ضمناً به عقيده منقولٌ اليه نيز اين اجماع فقهاى عصر واحد سببيّت تامّه دارد و كاشف از رأى امام است . اين قسم از اجماع هم حجّت است ، به همان بيانى كه در صورت سوم از صور هشتگانه بيان شد .
هامش
( 1 ) . انصراف هم ظهورى است ؛ زيرا واژه خبر و نبأ ، فراوان در خبرهاى حسى به‌كار مىرود ، نه در خبرهاى حدسى .