1 . عدّهاى گفتهاند احتياط واجب نيست . بر اين مسلك ، اكتفاء به احتياط جايز است و امتثال تفصيلى ظنّى لازم نيست ؛ زيرا اينان احتياط را واجب نمىدانند ، اما جايز كه مىدانند ! پس مانعى از احتياط كردن نيست .
2 . عدهاى مىگويند اصلًا احتياط كردن باطل و ممنوع است و جايز نيست - يا بهخاطر اينكه احتياط مستلزم عسر و حرجى است كه سر از اختلال نظام زندگى در مىآورد و يا بهخاطر اينكه احتياط كردن در خصوص موارد تكرار ، مستلزم بازيگرى و عبث كارى به امر مولاست ، لذا حرام است - بر اين مسلك بايد گفت احتياط و امتثال اجمالى كافى نيست و حتماً بايد ظن تفصيلى پيدا كند و امتثال تفصيلى نمايد .
دربارهء نظريهء اخير ( احتياط جايز نيست ) بايد گفت كسانى كه در احكام شرعيه راه اجتهاد و تقليد را رها كردهاند ( نه مقلد هستند و نه مجتهد ) تمام عباداتشان باطل است ؛ حتى اگر اهل احتياط باشند و در جميع موارد امتثال اجمالى كنند ؛ ولى احتياط كه جايز نيست .
قوله : هذا : مطالبى كه تا به حال در هفت مسأله در باب قطع گفتيم ، بخشى از مباحث باب قطع بود كه به مناسبت در اينجا مطرح شد و بخش ديگرى هم - چنان كه قبلًا اشاره شد - در مباحث اصل برائت و احتياط خواهد آمد .
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 488
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٨٨