[ تمهيدٌ ]
[ فى أقسام حالات المكلّف ]
المقصد السادس
فى بيان الأمارات المعتبرة شرعا أو عقلا
و قبل الخوض فى ذلك لا بأس به صرف الكلام إلى بيان بعض ما للقطع من الأحكام و إن كان خارجا من مسائل الفن و كان أشبه بمسائل الكلام لشدة مناسبته مع المقام .
سخنى دربارهء أمارات
مقصد ششم از هشت مقصد كفايةالاصول دربارهء امارات معتبره است .
« امارات » به فتح همزه جمع اماره و به معناى علامت و نشانه و طريق و كاشف است ، يعنى چيزى كه چيز ديگر را نشان مىدهد و راهى به سوى آن است . « امارة » به كسره همزه ، به معناى اميرى و فرمانروايى است و جمع آن امارت است . فيوّمى در المصباحالمنير مىگويد : وَ الامْرَةُ وَ الامارة الولاية بكسر الهمزة . . . و الامارَةُ العلامة وزناً و معناً . « 1 »
امارة از نظر معناى لغوى عامّ است و بر هر يك از قطع و ظنّ اطلاق مىشود ؛ زيرا قطع هم طريق به سوى واقع و كاشف از آن است . ظنّ نيز طريق به سوى واقع و نشانه است ، يعنى واقع را به ما نشان مىدهد ؛ امّا با اين تفاوت كه طريقيت و واقعنمايىِ قطع ، ذاتى و عين ذات يا لازم ذات قطع است . و علم يعنى انكشاف واقع ، يا چيزى كه داراى انكشاف است . « 2 » و نيز كاشفيّت علم ، تامّ و تمام است و صد در صد واقع را نشان مىدهد و احتمال خلاف ندارد . بر همين اساس ( ذاتى و تامّ بودن كاشفيّت علم ) نيازى به پشتوانه و جعل جاعل و اعتبار معتبر ندارد ، بلكه محال است كسى بتواند به علم و قطع ، طريقيت را اعطاء كند يا از آن بگيرد ، « 3 » ولى طريقيت ظن ، جعلى و اعتبارى است و حجيّت را بايد كسى به آن بدهد و نيز ناقص است و نياز به مكمل و متمّم دارد ، يعنى عقل مستقل يا شارع مقدس بايد آن را حجّت كند . « 4 » اما در اصطلاح اصوليون ، اماره فقط به طرق ظنّيّه اطلاق مىشود و قطع را شامل نمىشود . امارهء اصطلاحى مقابل اصل عملى است و هر دو در اين جهت مشترك مىباشند كه مبيِّن حكم ظاهرى مىباشند و در حق جاهل به واقع ، جعل و تشريع شدهاند . با اين تفاوت كه در اماره حيثيت كاشفيّت و طريقيت به سوى واقع منظور شده است ، ولى در اصل عملى اين جنبه اصلًا ملحوظ نيست و ابداً كارى
هامش
( 1 ) . المصباحالمنير ، مادّهء امر ، ج 1 ، ص 29 .
( 2 ) . توضيح اين دو مبنا خواهد آمد .
( 3 ) . اين بحث بهطور مبسوط بيان خواهد شد .
( 4 ) . اين مطلب نيز در باب خودش به تفصيل مطرح خواهد شد .