نيست و علم به وضع ندارد يا اينكه كلام محفوف به قرينه بر خلاف است ؛ همانند وقوع امر عقيب حظر يا توهّم حظر ، عود ضمير ، به بعض افراد عام ، استثناء عقيب جمل متعدّد و . . . . حال كه مسأله وجدانى است ، هركس بايد به وجدان خود مراجعه كند ؛ ديگر بحث و بررسى اينكه فلان آيه اجمال دارد يا نه ؟ فلان دسته از آيات و روايات اجمال دارند يا نه ؟ بحثى غير ضرورى خواهد بود و لذا از طرح آن صرفنظر مىكنيم . ضمن اينكه چنين بحثهايى ، اصولى نخواهد بود و با مباحث فقهى مناسبتر است .
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 400
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٠٠