نظير لفظ عين . البته ممكن است به كمك قرائنى مرادش را روشن كند ؛ مثل « رأيت عيناً جاريةً » كه مراد چشمه است ، ولى اين باعث نمىشود كه لفظ عين مجمل نباشد ، بلكه ذاتاً اجمال دارد و بالعرض تفسير و تبيين شده است .
نكتهء دوم : در ميان آيات و روايات ، جملات فراوانى وجود دارد كه به اتفاق كلمه مبيَّن هستند و جملاتى هم اجمال و ابهام دارند . امّا موارد و مصاديقى هم وجود دارد كه مشتبه و مورد نزاع است كه آيا مجمل هستند يا مبيّن ؟ مرحوم آخوند براى نمونه سه مورد را ذكر مىكند :
1 . آيهء سرقت : السارق و السارقة فاقطعو أيديها « 1 » در كلمهء قطع و كلمهء يد اختلاف است كه مجمل هستند يا مبيّن ؟ مراد از قطع ، مطلق جرح است يا خصوص ابانه ؟ مراد از يد آيا از شانه است يا از آرنج يا از مچ يا از اصول اصابع ؟ برخى ادعاى اجمال كردهاند و برخى جواب دادهاند كه اجمالى نيست . . . .
2 . جملاتى كه در آنها تحريم يا تحليل ، در ظاهر خطاب ، به خود عين خارجى اسناد داده شده است مثل : حرمت عليكم امهاتكم . « 2 » احلّت لكم بهيمة الانعام « 3 » و . . . كه عين خارجى ، فعل مكلف نيست تا در اختيار او باشد و تكليف تحريمى نسبت به آن معقول باشد و لذا به ناچار بايد فعلى از افعال اختيارى مكلّفين در تقدير گرفته شود ، و چون افعال گوناگونى - همچون نكاح ، قتل ، ضرب ، شتم ، و . . . - قابل تقدير گرفتن است ، اختلاف شده است كه اين نوع خطابات اجمال دارند يا خير ؟
3 . مركباتى كه با لاء نفى جنس شروع مىشود از قبيل : لا صلوة إلّابطهور « 4 » و . . . هم مورد بحث واقع شده است كه آيا منظور ، نفى اصل جنس و ماهيت است ، يا نفى وصف صحت يا نفى وصف كمال ؟ آيا اينها اجمال دارند يا نه ؟ مرحوم آخوند وارد اين بحثها نمىشود ؛ چون صغروى است ، نه كبروى . ولى در كتب درسى ديگر مثل معالم و قوانين و اصول فقه مبسوطاً حكم اين مصاديق مشتبه بيان شده است .
نكتهء سوم : مجمل يا مبيّن بودنِ يك خطاب ، برهانى نيست - تا نياز به بحث و بررسى داشته باشد - بلكه يك امر وجدانى است . چه بسا براى فقيهى فلان معنا متبادر باشد و كلام ظهور در آن پيدا كند و براى ديگرى چنين نباشد . هر كدام بايد به سليقه خويش مراجعه كنند ؛ ولى « فتأمّل » كه در بعضى موارد نياز به استدلال دارد كه مثلًا معناى صعيد ، وطن و . . . چيست ؟ و بايد از كتب لغت استشهاد شود .
نكتهء چهارم : مجمل و مبيّن بودن دو امر نسبى است ، يعنى چنين نيست كه خطابى ، از جميع ابعاد و زوايا و براى همه مخاطبان ، اجمال داشته باشد و خطاب ديگر از هر لحاظ ، و نسبت به هركس مبيّن باشد ، بلكه چه بسا نسبت به فردى اجمال ندارد ؛ چون علم به وضع دارد و كلام هم به نظر او محفوف به قرينه است يا ما يصلح للقرينيّه بر خلاف ظاهر نيست ، و نسبت به ديگرى اجمال دارد ؛ چون اهل لسان
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ، آيهء 38 .
( 2 ) . سورهء نساء ، آيهء 23 .
( 3 ) . سورهء مائده ، آيهء 1 .
( 4 ) . وسائلالشيعه ، ج 1 ، ص 258 .