بحث - بر ماهيّت و طبيعتى حمل مىكنيم و مىگوييم « الضارب زيدٌ » ، « الشجاع على » و . . . حداكثر مفهوم اين حمل ، اين است كه ميان اين موضوع و محمول اتحادى وجود دارد و اين طبيعت بر آن فرد ، صادق و با آن متحد است . و اما اينكه ماهيّت مزبور مخصوص اين فرد باشد وانحصارى باشد ، اين امر معلوم نيست تا بهصورت قانونى ، مفيد حصر باشد . « 1 » قوله : نعم لو قامت قونية : استثنائات در حصر : نظريهء آخوند رحمه الله اين شد كه مسنداليه با الف و لام مفيد حصر نيست ؛ ولى در خاتمه سه مورد را استثناء كرده و مىفرمايد اگر اينها احراز شد افاده حصر هم محرز مىگردد :
1 . قرينهء خاصّ دلالت كند بر اينكه الف و لام براى استغراق است و منظور از « الضارب زيدٌ » اين است كه « كل فرد من افرادِ الضاربِ زيدٌ » . يعنى جميع افراد ضارب در زيد خلاصه شده و زيد همهء افراد ضارب است و هر فردى از افراد اين طبيعت را فرض كنى زيد است ، نه به اين معنا كه افراد ديگرى هم وجود دارد ، ولى با زيد اتّحاد دارند . اينكه محال است ، بلكه به اين معنا كه كلّى منحصر به فرد است و يگانه فرد ضارب ، زيد است ، يگانه مصداق شجاع ، على است و . . . ؛ طبعاً در اين فرض ، مفيد حصر است و مفهوم دارد .
2 . الف و لام مفيد استغراق نباشد ، بلكه دال بر جنس و طبيعت باشد ، ولى مدخول الف و لام ، اطلاق و ارسال داشته باشد و در مثل ضارب و شجاع و . . . مقدمات حكمت مهيّا باشد ، « 2 » باز هم به اين معناست كه اين طبيعت مطلقه و مرسله به قيد مرسل بودن و شيوع و سريان داشتن ، زيد است و بر زيد صدق مىكند . يعنى غير از زيد فردى ندارد و بر هر فردى كه صدق كند زيد است باز هم مفيد حصر بوده و كلام داراى مفهوم است .
3 . قرينه داشته باشيم بر اينكه فلان حمل ، حمل اوّلى ذاتى است و از قبيل : « الإنسان حيوان ناطق » است ؛ ميان موضوع و محمول تساوى كلّى است و طبعاً اين ماهيّت خاصه منحصر به انسان خواهد بود و مفهومش اين است كه انسان غير از حيوان ناطق چيز ديگرى نيست .
از بحثهاى كليدى ما درباره كلمهء إنما و بل و مسنداليه با الف و لام ، تكليف بسيارى از بحثها و نقض و ابرامها روشن شد و نيازى به ذكر آنها نيست . ضمناً كلمات ديگرى هم وجود دارد كه مورد بحث واقع شده است از قبيل : تقديم ماحقه التأخير ، مسند باالف و لام و . . . كه آيا مفيد حصر مىباشند يا خير ؟ مرحوم آخوند اينها را جداگانه تعقيب نمىكند .
هامش
( 1 ) . البته قضيّهء الضارب زيد و . . . گاهى در مقام مبالغه به كار مىرود و مثل اين است كه خطيب هم فلانى است ، نمايندهء مجلس هم فلان كس است و . . . از بحث خارج است و گاهى حقيقتاً بهكار مىرود ؛ در اينگونه موارد انصاف اين است كه ظهور در حصر دارد و اگر صرف اتحاد مصداقى بود بدون الف و لام و با تأخير ضارب و شجاع و . . . نيز اين مقصود اداء مىشد و مىتوانست بفرمايد : عليٌّ شجاعٌ ، زيدٌ ضاربٌ و . . . .
( 2 ) . فرق عامّ و مطلق در اين است كه عموم ، مستقيماً با افراد سر و كار دارد ، ولى اطلاق ، نخست با ماهيّت سر و كار دارد و سپسآن ماهيّت سريان و شيوع دارد و بر هر فردى از افراد قابل صدق است .