عنوان فعلى از افعال مباشرى مطرح است كه آن هم مقدور است و نهى به آن تعلّق مىگيرد . البتّه همانطورى كه نهى ، كاشف از صحّت نيست ، كاشف از فساد هم نيست . قبلًا گفتيم كه نهى در معاملات ، منافاتى با صحّت معامله ندارد ، ولى اينگونه نيست حتماً دالّ بر صحّت باشد ؛ پس تنها بر حرمت تكليفى چنين بيعى دلالت دارد و كارى به حكم وضعى آن ندارد .
نهى از عبادات : عبادات را دو بخش كرديم : 1 . عبادت ذاتى ؛ 2 . عبادت جعلى و اعتبارى كه هركدام را جداگانه شرح مىدهيم :
اما بخش اوّل : عبادت ذاتى ، مثل سجده براى خدا . « 1 » مطلقاً مقدور است ، چه متعلّق امر باشد و سجده واجب يا مندوب باشد ؛ چه متعلّق امر و نهى نباشد ، و چه متعلّق نهى باشد . در فرض منهىّ بودن هم چه صحيح باشد ، و چه فاسد و باطل باشد ، در اين بخش ، نهى از عبادت ، كاشف از صحّت آن نيست و با فساد هم مىسازد و تكليف به غير مقدور هم نمىشود ( نه تنها كاشف از صحّت نيست ، بلكه به حكم ملازمهء عقليّهاى كه در مقام اوّل سابقاً ذكر كرديم ، اقتضاء فساد و بطلان دارد ) . پس در اين قسمت ادّعاى ابوحنيفه و ديگران را نمىپذيريم .
بخش دوم : عباداتى كه عباديّت و پرستش ، ذاتى آنها نيست ، بلكه مشروط به قصد قربت است و قصد قربت هم فرع بر وجود امر است . مثل نماز و روزه و حجّ . در اينجا چهار فرض متصوّر است :
1 . فقط مأمورٌ به باشد : چنين عبادتى قطعاً صحيح و مقرّب و مقدور است و هيچ محذورى ندارد .
2 . نه مأمورٌ به باشد ، نه منهىٌّ عنه : چنين عملى ولو مقدور است ، ولى عبادت نيست بلكه اگر ملاك امر محرز شود به قصد ملاك مىآوريم و باز عبادت مىشود و اگر ملاك هم محرز نبود از بحث خارج است .
3 . هم مأمورٌ به باشد و هم منهىّ عنه : در اين فرض ، عبادت مقدور است ، زيرا امر دارد و به قصد قربت اتيان مىشود و كمبودى ندارد . در كنارش نهى هم هست كه موجب عقوبت است . ولى اين احتمال باطل است ، زيرا مستلزم اجتماع امر و نهى در شىء واحد بهعنوان واحد است كه بالاجماع محال است .
4 . فقط منهى عنه باشد : اينجاست كه عبادت مذكور اصلًا مقدور ما نيست . زيرا امرى ندارد تا قصد قربت شود و عبادت شود و نيز ملاك امر را هم ندارد و وقتى اصلًا مقدور نباشد ، وجهى براى حكم به صحت هم نيست و اصلًا چنين نهىاى كاشف از صحّت نيست ؛ بلكه به حكم برهان مقتضى فساد است .
و قد عرفت : گويا كسى مىگويد اگر چنين عبادتى مقدور ما نيست ، پس چرا متعلّق نهى واقع شده
هامش
( 1 ) . سجده براى خداوند كه ذاتاً عبادت خداست و عباديّت ، ذاتى و عين ذات سجده است و وابسته به قصد قربت نيست ، بلكهحتّى اگر مبغوض هم باشد باز عبادت است .