تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
و عدم بما هو عدم نه در خارج موجود است - كه خارج ظرف وجودات است نه اعدام - و نه در ذهن موجود است . پس نفس الامر يعنى ظرف ثبوت نسبت مطلقا اعمّ از ثبوت در خارج يا در ذهن و . . . و امّا جمله‌هاى انشائيه اعمّ از طلبى : و غير طلبى گرچه در برخى از فوائدمان اين‌ها را تحقيق كرده‌ايم « 1 » ولى مانعى ندارد كه مجدّدا در اينجا بياوريم . واژهء انشاء در قبال اخبار است و اخبار يا اخطار به معناى حكايت كردن از چيزى است ، ولى انشاء به معناى ايجاد است ، و صيغه‌هاى انشائى يعنى صيغه‌هاى ايجادى يا الفاظى كه معانى خود را با نفس همين الفاظ ايجاد مىكنند ، يعنى در باب خبر يك مدلول و مضمونى هست و در ظرف خود متحقّق است و متكلّم با گفتن « زيد قائم » قصدش حكايت از آن مفاد و مطلب است . ولى در جمله‌هاى انشائيه قصد متكلم آن است كه به نفس همين گفتن ، معانى اين الفاظ تحقّق و ثبوت پيدا كند و در ظرف ديگر مطابقى نيست تا با آن سنجيده شود و لذا صدق و كذب در جملات انشائيه راه ندارد . چون خارج و واقعى نيست تا با آن سنجيده شود . قوله : و هذا نحو : ممكن است شما بپرسيد : « وجود انشائى اعتبارى هم وجود است ؟ » در جواب مىگوئيم كه آرى اين نيز سنخى از وجود است كه نامش طلب انشائى ، تمنّى انشائى ، تمليك انشائى و . . . است و از آن وجود عناوينى از قبيل ايجاب ، تحريم ، ملكيّت ، زوجيّت و . . . انتزاع مىشوند . و خود اين عناوين شرعا و عرفا داراى آثارى هستند . [ مثلا ايجاب به دنبالش امتثال و عصيان ، ثواب و عقاب و . . . مىآيد . ملكيّت به دنبالش سلطنت مشترى بر مال و عدم جواز تصرف ديگران بدون طيب نفس او و . . . پيدا مىشود . بدنبال زوجيّت واجبات و محرّمات فراوانى براى زوجين درست مىشود و . . . ] قوله : نعم : طلب انشائى يا تمناى انشائى و . . . يعنى طلب يا تمنايى كه با صيغهء خاصّه ، انشاء و ايجاد و ابراز مىشود كه دواعى و انگيزه‌هاى گوناگونى دارد : گاهى از طلب حقيقى و درونى سرچشمه مىگيرد و به داعى بعث حقيقى انشاء طلب مىكند ، و گاهى به داعى
هامش
( 1 ) - حاشية الرسائل ، ص 285 .