وجود ندارد .
اما به گمان فاضل قوشچى اماميّه و معتزله منظورشان آن است كه خود اين صفات معروفه معانى و مفاهيم و مداليل اين كلامهاى لفظى هستند . « 1 »
مرحوم آخوند در دفع اين توهّم مىفرمايد : « غرض اماميّه اين نيست و نمىخواهند بگويند كه معانى اين كلامها همين صفات است . يعنى مثلا جمله خبريّه مفادش علم متكلم است ، جملهء انشائيّهء طلبيّه مفادش ارادهء حقيقى متكلّم است » و . . .
قوله : ان قلت : گويا كسى مىپرسد : « اگر كلام نفسى نداريم كه مدلول كلام لفظى باشد ، و اگر صفات معروفه هم مداليل اين الفاظ و جملات نيستند ، پس به نظر شما مداليل اين جملات چيست ؟ »
قوله : قلت : در جواب مىفرمايند كه اگر حوصله كنيد معانى اين كلامها را خواهيم گفت امّا جملههاى خبريّه : همانطورىكه قبلا در يكى از مقدّمات كفايه [ مقدّمه ششم ] گفته شد ، در مركّبات يا جملههاى تركيبيّه علاوه بر وضع مفردات ، هيئت تركيبيّه نيز داراى وضع است . و بر ثبوت شىء لشيء يا سلب شىء عن شىء دلالت مىكند . . . اينجا هم مطلب همان است . يعنى جملهء خبريه اگر مثبت باشد ، بر ثبوت نسبت ميان موضوع و محمول دلالت مىكند و اگر منفى باشد بر نفى و سلب اين نسبت دلالت دارد .
قوله : فى نفس الامر : اين كلمهء قيد ثبوت و سلب و ظرف تحقّق نسبت است . يعنى ثبوت يا سلب نسبت در نفس الامر است . معمولا كلمهء « نفس الامر » در كنار كلمهء « واقع » ذكر مىشود و مىگوئيم : « در واقع و نفس الامر » ظاهرا كلمهء نفس الامر همان معناى واقع را تداعى مىكند ، و كلمهء واقع هم به معناى خارج و عالم واقع است . پس نفس الامر يعنى خارج ، ولى چنين نيست واژهء نفس الامر سه نوع معنى شده است :
1 - نفس الامر يعنى عالم امر . . .
2 - نفس الأمر أي نفس الشىء كه اين دو معنى باطل است و در جاى خود بيان شده است « 2 »
هامش
( 1 ) - شرح تجريد لعقائد ، ص 246 .
( 2 ) - نهاية الحكمة ، ص 15 .