تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
بدنبال آن كلى طبيعى آن فرد هم در آنجا موجود شد و يقينا پس از مدتى آن فرد قبلى از آن مكان رفته ولى احتمال مىدهيم كه هم‌زمان با حضور اين فرد در آن مكان يا در لحظه وداع اين فرد آن مكان را فرد ديگرى از همان كلى در آن نقطه موجود شد و كلى در ضمن آن در آنجا موجود است و احتمال هم مىدهيم كه خير چنين تبادلى نبوده پس كلى الآن موجود نيست . مثلا زيد در دار موجود شد كلى انسان هم كذلك سپس زيد از دار خارج شد ولى احتمال مىدهيم كه خالد وارد دار شده باشد و كلى انسان در ضمن آن موجود باشد و لذا شك مىكنيم كه آيا كلى الآن باقى است يا منتفى شده ؟ نام اين قسم را استصحاب كلى قسم ثالث گويند .

استصحاب كلى قسم اوّل :

تا به حال اقسام استصحاب كلى با مثالهايش بيان شد و امّا بيان احكام آنها : در استصحاب كلى قسم اوّل عند الكل هم استصحاب خصوص فرد با مشخصات فرديه و جزئيه جارى است و اگر اثر شرعى داشته باشد مترتب است و هم استصحاب كلى با قطع نظر از خصوصيات فرديه جارى است چون هر دو قسم داراى اركان استصحاب هستند كه يقين سابق و شك لاحق باشد . فى المثل هم استصحاب بقاء زيد در دار قابل جريان است و هم استصحاب بقاء انسان يا مثلا هم استصحاب خصوص حدث اصغر جارى است و هم كلى حدث و آثار شرعيه برآن مترتب مىشود كه پس تصدق بدرهم واجب است ، پس ورود در نماز حرام است ، پس مس كتابت قرآن حرام است پس وضو ساختن براى نماز واجب است و . . . و اين قسم على الظاهر جاى بحث نيست و تنها ايرادى كه قابل ذكر است اينكه اين دو استصحاب سببى و مسببى هستند چون شك در بقاء كلى مسبّب از