مثلا اگر مجتهد است حق داريم از او تقليد كنيم و اگر امام جماعت است حق داريم به دو اقتدا كنيم و اگر شاهد محكمه است شهادتش را بپذيريم و . . .
اين قسم فعلا مورد بحث نيست .
و گاهى مستصحب از امور كلّيه است يعنى از امورى است كه قابل صدق بر كثيرين است در اين قسم استصحاب جارى كردن به نام استصحاب كلّى معروف است كه مورد بحث ما است و داراى سه قسم است :
1 - استصحاب كلى قسم اول .
2 - استصحاب كلى قسم ثانى .
3 - استصحاب كلى قسم ثالث .
بيان مطلب : در مواردى كه متيقن سابق ما يك امر كلى است و ما در زمان لاحق شك در بقاء آن پيدا مىكنيم گاهى شك ما در بقاء كلّى مسبب است از شك در بقاء همان فرد اولى كه كلى در ضمن آن موجود شد [ و سخن از تردّد افراد يا تبادل آنها نيست ] دو مثال :
1 - مثال عرفى : يك ساعت قبل زيد وارد منزل شد و يقينا كلى طبيعى انسان در ضمن زيد در دار موجود شد پس از يك ساعت شك مىكنيم كه آيا كلى انسان همچنان در منزل موجود است يا خير ؟ علت اين شك آنست كه نمىدانيم آيا زيد الآن هم در منزل است يا بيرون رفته ؟ اگر زيد هماكنون هم در دار باشد پس كلى انسان هم هست و الّا فلا .
2 - مثال شرعى يك ساعت پيش يقين داشتيم به حدوث خصوص حدث اصغر آنگاه كلى و قدر جامع حدث هم در ضمن اين فرد موجود شد پس از ساعتى شك مىكنيم كه آيا كلى حدث باقى است يا مرتفع شده و منشأ شكمان اينست كه نمىدانيم آيا وضو گرفته و حدث اصغر را مرتفع ساختهايم يا همچنان باقى است ؟ اگر اين فرد مرتفع شده باشد پس كلى حدث هم مرتفع شده و الّا فلا و همين محاسبه را نسبت به يقين به حدث اكبر مىتوان پياده كرد . . .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 162
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٦٢