تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
فهو مردود عندى و باز ضميمه كن به اين مجموعه عملكرد علماء رجال را كه نشانگر آنست كه حجيت خبرهاى غير علمى به نزد آنان مسلم بوده مثلا مىگفتند : فلان لا يعتمد على ما ينفرد به ، فلان مسكون فى روايته ، فلان صحيح الحديث ، فلان يعتمد على الضعفاء و المراسيل و . . . . كه اگر خبر واحد حجت نبود تمام مباحث رجالى لغو بود و باز هم ضميمه كن به اين مجموع آنچه را كه از پاره‌اى از سؤالهاى سائلين در روايات باب خبر واحد استفاده مىشود كه نشان مىدهد كه عمل به خبر واحد ثقه امرى مسلم و مفروغ عنه بوده و . . . . از مجموعهء اين قرائن يقين پيدا مىكنى كه اجماع شيخ الطائفه مرحوم شيخ طوسى صحيح بوده است . قصه : مرحوم سيد نعمة اللّه جزائرى از بعض موثقين نقل فرموده كه مرحوم سيّد محمد صاحب المدارك به نجف اشرف مشرف شدند و در آنجا دانشمندان نجف به زيارت ايشان آمده و ايشان هم متقابلا به بازديد همهء آنها رفتند مگر يك عالم و آن مرحوم مولى عبد اللّه تسترى بود به سيد صاحب مدارك عرض شد چرا به ديدارهاى تسترى نرفتى ؟ فرمود : براى اينكه وى خبر واحد را حجت نمىداند و به نظر من او مبدع و بدعت‌گذار است و حديث مىگويد : من زار مبدعا فقد خرب الدين ! ! شيخ انصارى ره مىفرمايد : اگر كسى به شيوهء فقهى مرحوم تسترى واقف باشد از شنيدن اين قصه متعجب مىشود زيرا كه وى از طرفداران جدى حجيت خبر واحد است آنگاه نسبتى را كه در داستان مذكور به وى داده‌اند چگونه مىتوان پذيرفت فلذا بايد توجيه كرد به اينكه لا بد انكار تسترى حجيت خبر را در اوائل دوران اجتهاد وى بوده و بعدها كه پخته‌تر شده از انكار خويش دست برداشته .