واجب باشد تا آنها را فرا بگيرند ، و بالعكس .
همچنين احكامى كه احتمال ابتلا به آنها خيلى ضعيف و غير قابل اعتناست و مكلّف عادتاً به آن مبتلا نمىشود نيازى نيست فرا بگيرد ، احتمال وجود حكم هم چون ضعيف و غير قابل اعتناست تأثيرى ندارد و موجب احتياط نيست . مانند يادگيرى احكام حج براى فردى كه مطمئن است در طول عمرش مستطيع نخواهد شد . البته براى عدهء خاصى كه فقيه و مجتهد هستند و كارشان حفظ و حراست از ارزشهاى دينى و تبيين احكام الهى است واجب است تا احكام را بدانند تا مقلدان به فتواى آنها عمل كنند و به آيندگان منتقل شود .
اما احكامى كه مكلّف احتمال قوى مىدهد مورد ابتلا باشد ، مثل شك بين 2 و 3 يا 2 و 4 در نماز ، احكام جنابت ، احكام وضو و روزه . يا اطمينان دارد كه مبتلابهِ او هستند يا يقين دارد كه محل ابتلا هستند ، آيا تعلّم اينها لازم است يا مستحب و مطلوب است ؟ در اين رابطه چند بحث وجود دارد :
1 . اصل وجوب تعلّم
اين مطلب مسلّم است و در علم اصول فقه در خاتمهء اصول عملى ، در بخشى كه دربارهء شروط جريان اصلى عملى بحث مىشود مورد بررسى قرار گرفته است ، و مهمترين شرط آن لزوم فحص است . به چند دليل وجوب تعلّم احكام و مسائل شرعى مورد ابتلا ثابت شده است : 1 . آياتى از قرآن ، 2 . چند روايت ؛ 3 . علم اجمالى ؛ 4 . حكم عقل ؛ 5 . اجماع .
2 . نوع وجوب تعلّم
آيا وجوب تعلّم از سنخ وجوب شرعى نفسى استقلالى است يا از سنخ وجوب نفسى تهيوئى يا از سنخ وجوب شرعى طريقى ؟ آيا واجب شرعى غيرى و مقدمى است يا وجوب عقلى دارد ؟ تحقيقات نشان مىدهد وجوب تعلّم ، عقلى است و آيات و روايات هم ارشاد به همين حكم عقل است . اين بحث نيز در علم اصول مطرح شده است و ما در اينجا مطرح نمىكنيم .
بر فرض عقلى بودن باز هم بحثى وجود دارد كه آيا به ملاك مقدميت و از باب
كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 417
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤١٧