واقعى و حقيقى نيست ، بلكه تخيلى است و بيشتر فقها شعبده را جدا از سحر ذكر كردهاند ، از جمله شيخ اعظم در مكاسب كه انواع تسخيرات را از سحر دانسته ولى شعبده را در مسأله ديگرى آورده است .
به هر حال از نظر موضوعى ثابت نيست كه شعبده از اقسام سحر باشد .
حكم شرعى شعبدهبازى
نظر مشهور فقها حرمت است . شيخ طوسى در نهايه به اين نكته تصريح كرده و تكسب با آن را حرام دانسته است و اين ، كاشف از حرمت خود عمل است ، زيرا اگر اصل عمل حلال باشد وجهى براى حرمت تكسب نيست .
شيخ اعظم براى حرمت اين عمل ، در مكاسب « 1 » به چهار دليل استدلال نموده است :
1 . ادعاى نفى خلاف يا اجماع - و به قول صاحب جواهر : اجماع محصل و منقول - . « 2 »
امّا قبلًا گفته شد كه اجماع محصل براى ما حاصل نيست ، بلكه ممتنع الحصول است ، و اجماع منقول هم حجت نيست و بر فرض حجيت ، معلوم نيست اجماع تعبدى باشد بلكه شايد به استناد وجوه بعدى باشد كه در اين فرض خود اجماع ارزشى ندارد .
2 . شعبده بازى از مصاديق لهو و باطل است : صغرا ؛ لهو و باطل در اسلام حرام است : كبرا ؛ پس شعبده حرام است : نتيجه .
اين دليل هم از نظر صغرا و كبرا قابل مناقشه است زيرا اوّل ثابت نيست كه شعبدهبازى مطلقاً لهو و باطل باشد . چه بسا در مواردى غرض عقلايى دارد ؛ ثانياً بر فرض كه لهو و باطل باشد در جاى خود بيان شد كه مطلق لهو و باطل حرام نيست ، بلكه لهو و باطل خاصى حرام است و شعبده را شامل نيست .
3 . در بخشى از روايت احتجاج طبرسى مىخوانيم : « و نوع آخر منه خطفة و سرعة
هامش
( 1 ) . المكاسب ، ج 1 ، ص 274 .
( 2 ) . جواهر الكلام ، ج 22 ، ص 94 .