تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
مىگردد و بىاختيار مىشود و حركاتى از او سر مىزند كه در شأن او نيست يا با سنّ او همخوانى ندارد ، در سن پيرى كار جوانانه و كودكانه مىكند و با دست يا سر يا بدن حالت رقص و پاىكوبى به خود مىگيرد . نكتهء قابل توجه اينكه اطراب فعلى و شخصى ملاك نيست ، زيرا اگر چنين باشد مصاديق زيادى از غنا تخصيص مىخورند و خارج مىشوند چون بالفعل طرب آور نيستند ، مخصوصاً اگر طرب فعلى براى همه ملاك باشد ، امّا شايد غنايى با اين ويژگى وجود نداشته باشد كه بدون استثنا براى همه طرب آور باشد . بنابراين اطراب شأنى و نوعى ملاك است يعنى به‌گونه‌اى باشد كه شأنيت دارد تا مطرب باشد و غالباً هم در خارج طرب آور است . ولى چه بسا براى فردى بىاحساس طرب آور نباشد يا فردى تصميم بگيرد و بر وجود خويش مسلّط شود و مانع از تحقّق طرب گردد . از همين جا به اين نتيجه كه بايد صوت زيبا و نيكويى باشد تا بتواند مطرب باشد و صوت بد و ناموزون كه گوش‌ها از شنيدن آن آزار مىبينند و آن را طرد مىكنند و دلنشين نيست غنا هم نيست - ولو آهنگ مخصوص را داشته باشد - زيرا براى نوع شنوندگان طرب‌زا نيست . ديگر اينكه نظر عامّه مردم طرب به معناى شادى و سرور و آن خفّت و سبكىاى است كه در اثر سرور پيدا مىشود ولى از نظر لغت ، اعم از حزن و سرور است و غنايى را هم كه انسان را محزون مىكند و بر اثر غم و غصه اشك مىريزد شامل مىشود و مخصوص آوازهاى شادى آفرين نيست ؛ هر دو در اين جهت مشترك‌اند كه آدم را سرگرم مىكنند و از ياد خدا غافل مىگردانند . نقد تعريف مشهور : اوّلًا تعريف مشهور شامل كثيرى از قرائت‌هاى قرآن ، مناجات‌ها ، خواندن اشعار عارفانه ، مرثيه‌ها و مدح اولياى خدا مىشود ؛ زيرا اينها هم داراى مدّ صوت و ترجيع آن و طرب آور بودن آن مىباشند . بسيارى ، از يك قرائت خوش قرآنى از خود بىخود مىشوند ، برخى بىهوش مىشوند ، برخى اشك مىريزند ، برخى صلوات مىفرستند و . . . بنابراين تعريف ، مخصوص غنا نيست . ثانياً قيد مدّ صوت و قيد ترجيع اصلًا معتبر نيست ، بدون هر كدام هم ممكن است