تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
1 - مبناى علّامه در نهاية : معاطات بيع فاسد است . [ يعنى به كلّى بىاثر است ، نه مفيد لزوم است و نه جواز و ملك متزلزل ، و نه اباحهء صرفه . ] طبق اين معنى تصريح به بيعيّت شده و معاطات بيع محسوب شده ، ولى بيع فاسد نه صحيح و مؤثر . ولى اين نظر خيلى مهم نيست ، چرا كه قائل ندارد و حتى خود علّامه هم در ساير كتابهايش از اين نظر عدول كرده است . 2 - مبناى شيخ مفيد و اكثر عامّه : طبق اين مسلك معاطات حقيقتا بيع است [ عرفا و شرعا ] و مفيد ملكيّت لازمه است ، و از اين حيث از بيع قولى كمتر نيست . باز هم واضح است كه : معاطات بيع است و معاوضهء مستقلى نيست . اين نظريّه هم خيلى مهمّ نيست ، چون قبلا عبارت مفيد ره در مقنعه را آورده و به دلائل متعدّد ثابت كرديم كه : دالّ بر لزوم معاطات نيست . 3 - مبناى محقّق ثانى و پيروان او ، منجمله شيخ اعظم : معاطات مفيد ملك است ، منتها ملك جايز و متزلزل ، نه لازم ، و هنگامى كه يكى از ملزمات معاطات [ از قبيل تصرف احدهما در احدى العينين ، و يا تلف احديهما . . . ] آمد تبديل به لزوم مىشود ، پس قبل از لازم شدن و از حين معاطات ملك جايز آمد ، طبق اين مبنى معاطات شرعا و عرفا بيع است [ و على القاعده بايد مفيد لزوم باشد و قبلا هم فرمودند : الاوفق بالقواعد . . . ولى بدلائل خاصّى لزوم نمىآيد ولى ملك مىآيد . ] و به قول محقق ثانى « 1 » بيع بودن معاطات اجماعى و جاى بحث نيست حتى نزد علّامه « 2 » كه معاطات را فاسد مىداند ، آن را بيع فاسد مىداند ، و بيع بودن آن
هامش
( 1 ) جامع المقاصد ، ج 4 ، ص 58 . ( 2 ) نهاية الاحكام ، ج 2 ، ص 449 .