تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
ظالم را مطالعه كنيد خواهيد ديد كه آنچه بر ذمه او مستقر شده چه از جهت معاوضات و معاملاتش با مردم [ از مردم اشياء گرانبهايى خريده و پولش را نداده يا از مردم كار كشيده و بهره‌كشى كرده و عوض و مزد آنها را نداده و . . . ] و چه از جهت مدايناتش [ از مردم قرض گرفته و نمىپردازد و . . . ] مطلقا يعنى چه اشخاص و طرف حساب ظالم معلوم باشد يا مجهول ، و يا مديون است به اشخاص خاصّ كه يا علم تفصيلى به آنها داريم ، و يا علم اجمالى و شبههء محصوره است و بايد احتياط كند و از عهده برآيد . ولى در تمام اين موارد سرباز زده و زير بار نمىرود ، اگر اينها و امثال اينها را در زندگى ظلمه ببينى ، خواهى ديد كه حقوق ديگران سرتاسر تركهء او را فراگرفته ، و با وجود اين بدهكاريها اصلا نبايد نوبت به اجراء وصاياى او برسد ، و بطريق اولى نوبت به ارث و ارث او نمىرسد ، ولى مردمان از روى بىمبالاتى به حقوق مذكور اعتنا نكرده و وصاياى او را تا ثلث نافذ مىدانند ، تركه او را بين وارث او قسمت مىكنند و . . . و بالجمله : تمسّك به سيرهء مستمرّهء مذكور از ادّعاى انصراف هم موهونتر است و با اين گونه وجوه ضعيفه ما نمىتوانيم از قواعد مسلّم و منصوص فقهى كه مورد اجماع فقهاء هستند رفع يد كنيم و آنها را ناديده بگيريم [ كه قاعدهء دين بود كه تا نداده يا اسقاط نكرده حياتا و مماتا مشغول الذمه است و بايد از عهده برآيد و از اصل تركه اخراج مىشود و . . . ]