تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
بىمبالاتى است : 1 - مىبينيم كه مردم فرق نمىگذارند ميان ظلمه و ستمگران ، و غير ظلمه از كسانى كه به نوعى حق الناس به گردن آنها است و مشغول الذّمه هستند و يقين دارند به اينكه اين افراد مانع الخمس و مانع الزكاتند و حق سادات و فقرا را نمىدهند ، يا يقين دارند كه بيشتر معاملات آنها فاسد است [ در سايه عدم آشنايى به موازين شرعى ] و معذلك مردم فرقى نگذاشته و همهء اينها را پس از مرگ مال وارث دانسته و با اموالى كه در دست ظلمه يا در دست افراد مذكور است معاملهء ملكيت مىكنند و . . . 2 - قوله : و لا فى انفاذ : و نيز در اجراء وصاياى ظلمه و به ارث بردن وارث ميراث ظلمه را فرقى نمىگذارند ميان اينكه ظالم مشغول الذّمه باشد به چيزهايى كه ظلما اتلاف كرده نظير متلفات غصبا كه مشغول الذمه به عوض آنست ، و جنايات كه مشغول الذمه به ارش جنايات است [ نقصى كه در قيمت عبد در اثر جنايت و جراحت ظالم پيدا شده ] و . . . و ميان اشتغال ذمّهء ظالم به ديون شخص كه به گردنش آمده از راه معاملات ، مديون به ثمن مبيع و . . . شده يا از راه صدقات واجبه‌اى كه به گردنش آمده يعنى زكواتى كه در مال او است و مديون است و . . . در تمام اين موارد با ظالم معامله مىكنند و . . . 3 - قوله : و لا بين : و نيز فرق نمىگذارند بين مواردى كه مظلوم و مالك اصلى تفصيلا معلوم باشد يا نباشد ، و با وجود علم به مالك اصلى هم ، حكم به مالكيت ظالم كرده و احكام مال را بر آن مترتب مىكنند و معامله مىكنند و . . . قوله : فانّك : اين فراز دليل آن بىمبالاتيها و عدم الفرقها است : اگر شما تاريخ زندگى