و امّا بحث موضوعى : قيافه چيست ؟ و قائف كيست ؟
برخى از كتب لغت از قبيل صحاح جوهرى « 1 » و قاموس اللغة « 2 » و مصباح المنير « 3 » گفتهاند : قائف آن كسى است كه آثار را مىشناسد [ يعنى علامات حال انسان را مىفهمد كه آيا در آينده فقير مىشود يا غنى ؟ اولاد كثير پيدا مىكند يا نه ؟
عمرش طولانى مىشود يا كوتاه ؟ آيا فرزند فلانى هست يا نه ؟ به فلان خانواده منتسب است يا خير ؟ و . . . و اينهمه را از راه نگاه به خطوط موجوده در كف دست ، يا كف پا يا عضوى از اعضاء ديگر بدن و لا سيّما از نگاه به چهره مىفهمد .
[ در كتاب نفائس الفنون نام اين فن و رشته را علم فراست گذاشته و در جلد سوّم از ص 271 تا ص 281 پيرامون آن بحث كرده است . ]
بعض ديگر از كتب لغت از قبيل : نهاية ابن اثير « 4 » و مجمع البحرين طريحى « 5 » بر معرفة الآثار ، اين را هم افزودهاند : قائف كسى است كه شباهت مرد را به برادرش يا پدرش بفهمد [ و با فراست خاصّ به خود بتواند فرع را به اصل يعنى فرزند را به پدر ملحق سازد . ]
مرحوم محقق ثانى در جامع المقاصد « 6 » و شهيد ثانى در مسالك « 7 » و فاضل قطيفى در ايضاح النافع « 8 » و شيخ على ميسى در ميسيّه « 9 » در تعريف قيافه فرمودهاند : عمليات قيافه عبارتست از : ملحق نمودن بعضى از انسانها به بعض
هامش
( 1 ) الصحاح ج 4 ص 1419
( 2 ) القاموس المحيط ج 3 ص 188
( 3 ) المصباح المنير ص 519
( 4 ) النهاية لابن الاثير ج 4 ص 121
( 5 ) مجمع البحرين ج 5 ص 110
( 6 ) الدروس ج 3 ص 165
( 7 ) المسالك ج 3 ص 129
( 8 ) كتاب مذكور در دسترس نبود .
( 9 ) كتاب مذكور در دسترس نبود .