2 - بحث اصطلاحى : منظور فقهاء از قيادت عبارتست از اينكه شخصى ميان دو شخص ديگر رفتوآمد و سعى و تلاش مىكند تا ميان آن دو را بر جماع حرام و نامشروع جمع كند ، چه ساعى مرد باشد يا زن [ معمولا زن است ] چه ميان دو مرد را بر لواط جمع كند ، يا ميان دو زن را بر مساحقه ، و يا ميان يك زن و يك مرد نامحرم را از راه حرام بر زنا جمع كند .
3 - قيادت حرام است و دليل حرمت آن علاوه بر اجماع ، اخبارى است كه در اين باب وارد شده و ذيلا به نمونههايى اشاره مىشود :
الف : فرازى از روايتى كه قبلا در مسألهء تدليس الماشطه گذشت و طبق آن حديث ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله هشت عدهء از زنان را لعن كرده بود ، از جمله واصله و مستوصله را .
و در همان مبحث ، بيان شد كه مراد از واصله آن زنى است كه در جوانى زنا مىداده و در دوران پيرى و فرتوتى واسطهگرى كرده و ميان مرد و زن از حرام جمع مىكرده ، و مستوصله هم زنى است كه از اين راه مردى با او تماس نامشروع پيدا كرده است . پس به حكم اين حديث واصله يا واسطه و دلّال ملعون است ، و لعن دليل بر حرمت اين كار است .
ب : در صحيحهء ابن سنان مىخوانيم : زنى يا مردى كه كارش قيادت است از نظر شرعى حكمش اينست كه 4 / 3 حدّ زانى بر او اجرا شود [ حدّ زانى به نص قرآن صد تازيانه است
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ
، پس حدّ قائد عبارت مىشود از : ] هفتاد و پنج تازيانه ، علاوه بر آن نفى بلد هم مىشود يعنى از شهر محلّ سكونت خود به نقطهاى كه نه او كسى را بشناسد نه كسى او را بشناسد تبعيد مىشود . « 1 »
[ ج : روايت مرسلهء شيخ و رامّ عن النبى صلى اللّه عليه و آله عن جبرئيل ، قال : اطلعت
هامش
( 1 ) وسايل الشيعه ج 18 ص 429 باب 5 حديث اول