قوله : و تعذّر : از مجموعهء كلمات شهيد ثانى دو وجه براى دو جمعى كه ذكر كردند مستفاد است :
وجه اوّل : شهيد فرمود : در صورت عدم وصول غيبت به مغتاب يا عدم دسترسى به مغتاب ، همان استغفار كفايت مىكند بدليل اينكه اگر دسترسى نباشد كه تكليف ساقط است و اگر نرسيده هم كه گاهى رساندن مفاسدى دارد پس ساقط است . . .
مرحوم شيخ مىفرمايد : به صرف اينكه اين محذورات را داريم باعث نمىشود كه ما مبرء ديگرى بتراشيم و بدون مدرك معتبر بگوئيم : كفّارهء غيبت استغفار است بلكه مىگوئيم : مع الامكان استحلال لازم است و مع عدم الامكان چيزى لازم نيست و يا به ذمّه مستقرّ مىشود و بالاخره روزى بايد از عهده برآيد يا در دنيا يا در آخرت ، نه اينكه چيز ديگرى بنام استغفار جاى او را پر كند .
قوله : نعم : وجه دوّم براى جمع شهيد ثانى دو روايت است كه در آنها اين تفصيل آمده : 1 - روايت مرسلهاى كه بعض از قريب العصرهاى ما : [ مرحوم نراقى كبير در جامع السعادات ] از امام صادق عليه السّلام [ در مصباح الشريعة ] نقل كردهاند كه حضرت فرموده :
شما اگر از كسى غيبت كرديد ، چنانچه به گوش مغتاب رسيده بايد از او طلب حلاليّت كنيد و اگر به گوش او نرسيده بايد برايش استغفار كنيد . « 1 »
2 - روايت سكونى كه مرحوم كلينى در كافى در باب ظلم از امام صادق عليه السّلام نقل كرده كه حضرت فرمود : هر كس به احدى ستم روا داشته پس آن شخص مظلوم يا آن ظلم فوت شده است او را پس از خداوند براى مظلوم طلب
هامش
( 1 ) جامع السعادات ج 2 ص 314 .