شخص مغتاب ، و متن حديث اينست كه : انّ كفّارة الغيبة ان تستغفر لمن اغتبته كلّما ذكرته . « 1 »
يعنى همانا كفّارهء غيبت آنست كه هر زمان شخص مغتاب را ياد كردى براى او استغفار نموده و از خداوند طلب مغفرت نمائى .
حال به نظر مىآيد كه اين حديث و مانند آن با اخبار مستفيضهاى كه قبل از و لكن . . . آورديم [ شش روايت بود . ] متعارض مىباشند زيرا كه در آن اخبار كفّارهء غيبت را طلب حلاليت و جلب رضايت مغتاب دانسته بود و در اين حديث و مانند آن كفّارهء غيبت را استغفار براى شخص مغتاب قرار داده است و هر دو هم ظهور در وجوب تعيينى دارند زيرا كه اطلاق صيغهء افعل يا مضارع در مقام انشاء ظهور در وجوب تعيينى دارد و بالنتيجه مفيد حصر مىباشند و بالمآل متعارضاند . حال وظيفه چيست ؟
احتمالات و وجوهى كه در مسئله وجود دارد هفت وجه است :
1 - در باب غيبت فقط توبه و انابه و ندامت از ارتكاب آن لازم است و امّا استغفار براى مغتاب يا طلب رضايت از او لازم نيست . « و هو رأى الشيخ »
2 - علاوه بر توبه از گناه براى خويش ، استغفار براى مغتاب هم لازم است و معيّن هم هست ، و طلب حلاليّت مطرح نيست .
3 - علاوه بر توبه از گناه ، فقط استحلال و استبراء لازم است و لا غير .
4 - هر سه لازم است ، هم توبه براى نفس كه حق الله صرف است و هم استغفار براى مغتاب و هم طلب حلاليّت از او .
5 - توبه معيّنا لازم است و از استحلال و استغفار ، احد الامرين لازم است به نحو واجب تخييرى و تعيين لازم نيست .
6 - اگر غيبت به گوش مغتاب رسيده است طلب حلاليّت و جلب رضايت
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 8 ص 605 باب 155 حديث اوّل .