تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
2 - روايتى كه بسيارى از علماء آن را از جناب شيخ كراجكى صاحب كنز الفوائد با سند اين شيخ بزرگوار از على بن الحسين عليهم السّلام از امير المؤمنين عليه السّلام از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نقل كرده‌اند [ در خاتمهء بحث غيبت اين حديث با حفظ سند كاملا بيان خواهد شد . ] و گوشه‌اى از آن حديث اينست : هر مؤمنى بر گردن برادر دينىاش سى حق دارد كه راه چاره‌اى نيست و اين حقوق از دوش او برداشته نمىشود مگر اينكه يا آنها را ادا و مراعات كند و انجام دهد و يا اگر ادا نكرده صاحب حق عفو كند و ببخشايد [ و خواهد آمد كه در ميان آن حقوق مسئله غيبت است كه : و يردّ غيبته . . . ] تا اينجا كه حضرت صلى اللّه عليه و آله فرمودند : بدانيد كه برخى از شمايان حقّى از حقوق برادر دينىاش را واگذاشته و مراعات نكرده و فرداى قيامت صاحب الحق آن را مطالبه مىكند و مىگويد : با حقوقى كه من به گردنت داشتم چه كردى ؟ چرا حقّ مرا ادا نكردى ؟ آنگاه در آن روز واپسين بر نفع صاحب حق و بر ضرر مراعات نكننده قضاوت و حكم مىشود . « 1 » [ البته خواهد آمد كه مراد از قضاوت عليه او اين نيست كه كيفر و عقاب مىشود بلكه مراد اينست كه : درجات مراعات‌كنندگان حقوق مؤمنين را به او نمىدهند و دليل اين توجيه هم خواهد آمد . ] 3 - حديث نبوى صلى اللّه عليه و آله كه در سرائر ابن ادريس و كشف الريبة شهيد ثانى نقل شده و آن اينكه : هر كسى از برادر دينى نزد او مظلمه و حقّى در امر عرضى و آبروئى يا امور مالى است بايد استحلال كند و از صاحب الحق طلب حلاليت نمايد پيش از آنكه روزى برسد كه در آن روز نه درهمى هست و نه دينارى تا از عهده برآيد [ يعنى در روز قيامت ] كه اگر به آن روز واگذار شد چون نمىتواند با
هامش
( 1 ) كنز الفوائد ج 1 ص 306 ، كشف الريبه ص 115 ، وسائل الشيعه ج 550 8 باب 122 حديث 24 .