وَبِشُكْرِكَ مادِحَةً ، وَعَلى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِإِلهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً ، وَعَلى
و براى ستايشت تو را شكرگزارى كرده است ، و بر دلهايى كه به طور حقيقى به خدايى تو اعتراف كردهاند ؛
ضَمآئِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتَّى صارَتْ خاشِعَةً ، وَعَلى جَوارِحَ
و بر درونهايى كه از بس نسبت به تو آگاهى يافتهاند ، فروتن گشتهاند ؛ و بر اعضا و جوارحى كه از روى فرمانبردارى به
سَعَتْ إِلى أَوْطانِ تَعَبُّدِكَ طآئِعَةً ، وَأَشارَتْ بِاسْتِغْفارِكَ مُذْعِنَةً ،
سوى محلهاى عبادت و بندگى تو تلاش كردهاند ؛ و با اعتراف به گناهان خود به سمت آمرزش تو قدم برداشتهاند ؛ آتش را مسلّط
ما هكَذَا الظَّنُّ بِكَ ، وَلا اخْبِرْنا بِفَضْلِكَ عَنْكَ يا كَريمُ يا رَبِّ ،
مىكنى ؟ چنين گمانى نسبت به تو راه ندارد و دربارهء فضل و بزرگوارى تو ، اين گونه براى ما بازگو نكردهاند ؛ اى بزرگورا ؛ اى پروردگار
وَأَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفي عَنْ قَليلٍ مِنْ بَلآءِ الدُّنْيا وَعُقُوباتِها ، وَما
من ؛ اينها در حالى است كه تو مىدانى ، در مقابل تحمّل بلاهاى كم دنيايى و مجازات آنها تاب و توان ندارم ؛
يَجْري فيها مِنَ الْمَكارِهِ عَلى أَهْلِها ، عَلى أَنَّ ذلِكَ بَلآءٌ وَمَكْرُوهٌ
و در برابر ناخوشىهاى دنيا كه بر اهل دنياست نيز توان تحمّل ندارم ؛ با اين كه اين بلا و مصيبتى است كه
قَليلٌ مَكْثُهُ ، يَسيرٌ بَقآئُهُ ، قَصيرٌ مُدَّتُهُ ، فَكَيْفَ احْتِمالي لِبَلآءِ
مدّت كمى مىماند ، و پايدارى آن اندك و زمانش كوتاه است . پس ، با اين اوصاف ، من چگونه بلاى
الْاخِرَةِ ، وَجَليلِ وُقُوعِ الْمَكارِهِ فيها ، وَهُوَ بَلآءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ ،
آخرت ، و ناخوشىهاى طاقتفرسايش را تحمّل كنم ؟ در حالى كه آن بلايى است كه مدّت آن طولانى ،
وَيَدُومُ مَقامُهُ ، وَلايُخَفَّفُ عَنْ أَهْلِهِ ، لِأَنَّهُ لايَكُونُ إِلّا عَنْ
و ماندگاريش دايمى است ، و نسبت به اهل آن نيز تخفيفپذير نيست ؛ چرا كه اين ( بلا ) از
غَضَبِكَ وَانْتِقامِكَ وَسَخَطِكَ ، وَهذا ما لاتَقُومُ لَهُ السَّماواتُ
غضب و انتقام و خشم تو سرچشمه گرفته است . و اين ، چيزى است كه آسمانها و زمين را ياراى مقاومت در برابر آن نيست ؛
وَالْأَرْضُ ، يا سَيِّدي ، فَكَيْفَ لي وَأَنَا عَبْدُكَ الضَّعيفُ الذَّليلُ
اى آقاى من ؛ پس من چگونه اينها را تحمّل كنم ، با وجود اين كه بندهاى ضعيف ، خوار ،
الْحَقيرُ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ . يا إِلهي وَرَبّي وَسَيِّدي وَمَوْلايَ ،
كوچك ، نيازمند و بيچاره هستم ! ؟ اى معبود من ؛ و پروردگار من ؛ و آقاى من ؛ و مولاى من ؛
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 688
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٦٨٨