وَإِذا دُعيتَ بِهِ عَلَى الْأَمْواتِ لِلنُّشُورِ انْتَشَرَتْ ، وَإِذا دُعيتَ بِهِ
و اگر براى برانگيخته شدن مردگان ، با آن خوانده شوى ، مردگان برانگيخته مىشوند ؛ و اگر
عَلى كَشْفِ الْبَأْسآءِ وَالضَّرَّآءِ انْكَشَفَتْ ، وَبِجَلالِ نُورِ وَجْهِكَ
براى بر طرف شدن سختى و بلا و رنج به آن اسم خوانده شوى ، بر طرف شود . و خدايا ؛ تو را به واسطهء نور چهرهء
الْكَريمِ أَكْرَمِ الْوُجُوهِ ، وَأَعَزِّ الْوُجُوهِ ، الَّذي عَنَتْ لَهُ الْوُجُوهُ ،
بزرگوارانهات كه با كرامتترين رخسارها ، و عزّتمندترين آنهاست مىخوانم ؛ همان روى مباركى كه همهء روها و همهء آبروداران در برابرش
وَخَضَعَتْ لَهُ الرِّقابُ ، وَخَشَعَتْ لَهُ الْأَصْواتُ ، وَوَجِلَتْ لَهُ
خوار و فروتنند ، و گردنها در مقابلش خم شدهاند ، و همهء صداها در برابر او به لرزه افتادهاند ، و
الْقُلُوبُ مِنْ مَخافَتِكَ ، وَبِقُوَّتِكَ الَّتي بِها تُمْسِكُ السَّمآءَ أَنْ تَقَعَ
دلها از ترس تو در هراسند . و به واسطهء قدرتت و نيرو و توانت از تو درخواست مىكنم ؛ نيرويى كه با آن آسمان را از افتادن
عَلَى الْأَرْضِ إِلّا بِإِذْنِكَ وَتُمْسِكُ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ أَنْ تَزُولا ،
بر روى زمين نگه داشتهاى - و اين تنها با اذن تو خواهد شد - و آسمانها و زمين را از نابودى نگه داشتى ،
وَبِمَشيَّتِكَ الَّتي دانَ لَهَا الْعالَمُونَ ، وَبِكَلِمَتِكَ الَّتي خَلَقْتَ بِهَا
و به واسطهء مشيّت و خواست تو از تو درخواست مىكنم ؛ همان مشيّتى كه جهانيان در مقابلش پاىبند هستند ؛ و نيز تو را مىخوانم به واسطهء
السَّماواتِ وَالْأَرْضَ ، وَبِحِكْمَتِكَ الَّتي صَنَعْتَ بِهَا الْعَجآئِبَ ،
كلمهات كه آسمانها و زمين را به وسيلهء آن آفريدى ؛ و به حكمتى كه با آن چيزهاى شگفتانگيز را ساختى ،
وَخَلَقْتَ بِهَا الظُّلْمَةَ وَجَعَلْتَها لَيْلًا ، وَجَعَلْتَ اللَّيْلَ سَكَناً ، وَخَلَقْتَ
و تاريكى را آفريدى و آن را شب قرار دادى ، و شب را مايهء آرامش قرار دادى ؛ كه به ديدار ولىّ منتظرش سلام اللَّه عليه نائل شوم ، ولى دعاى من مستجاب نشد .
حضرت فرمود : نه ، چنين نيست بلكه تاكنون دو مرتبه آن امام را ديدهاى : يك مرتبه در راه سامرّاء ، مرتبهء دوّم موقعى بود كه در حرم كاظمين عليهما السلام در بالاى سر نشسته بودى ، و دعاى سمات مىخواندى ، شخصى با اوصافى كه در يادت هست ، كنار تو نشسته بود ، تو فقرهاى از دعا را چنين خواندى : « وإذا دعيت به على العسر لليسر تيسّرت » ، او ايراد گرفت و اشكال كرد ، و فرمود : چرا فعل را مؤنّث مىخوانى در صورتى كه فاعل مؤنّث نيست ؟ او امام زمان تو بود . اين را فرمود و من از خواب بيدار شدم .
( العبقريّ الحسان ، المسك الأذفر : 1 / 120 )
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 666
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٦٦٦