تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
بِالْحِكْمَةِ ، وَاجْعَلْني مِمَّنْ يَنْدَمُ عَلى ما ضَيَّعَهُ في أَمْسِهِ ، به حكمت گويا نما ، و مرا از كسانى قرار ده كه بر گذشتهء ضايع‌شدهء خود پشيمان‌اند ؛ وَلايَغْبَنُ حَظَّهُ في يَوْمِهِ ، وَلايَهِمُّ لِرِزْقِ غَدِهِ . أَللَّهُمَّ إِنَّ الْغَنِىَّ و نسبت به بهرهء امروزشان مغبون نگشته‌اند ؛ و اهتمامى به روزى فردا ندارند . بار الها ؛ دارا كسى مَنِ اسْتَغْنى بِكَ وَافْتَقَرَ إِلَيْكَ ، وَالْفَقيرَ مَنِ اسْتَغْنى بِخَلْقِكَ عَنْكَ ، است كه به واسطهء تو بىنيازى بجويد و خود را نيازمند تو بداند ؛ و نيازمند و فقير ، كسى است كه به جاى تو از خلق و آفريدگانت فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ ، وَأَغْنِني عَنْ خَلْقِكَ بِكَ ، وَاجْعَلْني بىنيازى بجويد ؛ پس ، بر محمّد و آل محمّد درود بفرست ، و مرا به وسيلهء خودت از آفريدگانت بىنياز گردان ، و مرا مِمَّنْ لايَبْسُطُ كَفّاً إِلّا إِلَيْكَ . أَللَّهُمَّ إِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ قَنَطَ وَأَمامَهُ از كسانى قرار ده كه دستش را جز به سوى تو دراز نكند . بار خدايا ؛ به راستى ، بدبخت و بد عاقبت كسى است كه نااميد باشد از درگاه تو التَّوْبَةُ ، وَوَرآءَهُ الرَّحْمَةُ ، وَإِنْ كُنْتُ ضَعيفَ الْعَمَلِ فَإِنّي في در حالى كه پيش رويش توبه و پشت سرش رحمت باشد ، و گر چه من داراى ضعف و سستى در عمل به رَحْمَتِكَ قَوِيُّ الْأَمَلِ ، فَهَبْ لي ضَعْفَ عَمَلي لِقُوَّةِ أَمَلي . أَللَّهُمَّ دستوراتت هستم ، ليكن نسبت به رحمت تو آرزو و اميدم قوى است ؛ پس ضعف رفتارم را به خاطر قوّت آرزو و اميدم بر من ببخشاى . خدايا ؛ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ ما في عِبادِكَ مَنْ هُوَ أَقْسى قَلْباً مِنّي ، وَأَعْظَمُ اگر در بين بندگانت سنگدل‌تر از من و گناهكارتر از من سراغ نداشته باشى ؛ مِنّي ذَنْباً ، فَإِنّي أَعْلَمُ أَنَّهُ لامَوْلى أَعْظَمُ مِنْكَ طَوْلًا ، وَأَوْسَعُ من هم به خوبى مىدانم كه مولا و سرورى بخشنده‌تر ، و داراى رَحْمَةً وَعَفْواً ، فَيا مَنْ هُوَ أَوْحَدُ في رَحْمَتِهِ ، إِغْفِرْ لِمَنْ لَيْسَ رحمت و عفو و بخشش فراگيرتر از تو وجود ندارد ؛ پس ، اى كسى كه در رحمتش بىنظير است ، بيامرز ؛ كسى را كه بِأَوْحَدَ في خَطيئَتِهِ . أَللَّهُمَّ إِنَّكَ أَمَرْتَنا فَعَصَيْنا ، وَنَهَيْتَ فَمَا در گناهش تنها و يكّه‌تاز نيست . بار الها ؛ تو به ما دستور دادى ولى نافرمانى كرديم ؛ و ما را بازداشتى ولى اجتناب انْتَهَيْنا ، وَذَكَّرْتَ فَتَناسَيْنا ، وَبَصَّرْتَ فَتَعامَيْنا ، وَحَذَّرْتَ فَتَعَدَّيْنا ، نكرديم ؛ و يادآورى كردى ، و ما خود را به فراموشى زديم ؛ و ما را بينا كردى ، ولى ما خود را به كورى زديم ؛ و ما را برحذر داشتى ، و ما