آب روان يا چاه آب مىافكنى . البتّه پيش از اين كار ، نامهها را در گِل نرم ( يعنى بدون سنگريزه ) قرار ده . سپس دو ركعت نماز گزارده و به واسطهء محمّد و آل محمّد عليهم السلام به خداى تعالى روى مىآورى ، و انداختن نامهها در آب ، بايد در شب جمعه باشد .
يادآور مىشود كه اين عريضه نويسى را براى آزمايش انجام مده ، بلكه باور داشته باش كه خواستهات اجابت مىشود . و تنها در مورد سختىها و كارهاى بسيار دشوار انجام شود .
همچنين ، كسى را كه شايستگى ندارد از اين جريان مطّلع مكن و اين نامه را برايش ننويس ؛ زيرا فايدهاى برايش ندارد . از طرفى اين نامهها ، امانتى است كه بر عهدهء توست كه آن را حفظ كنى و در مورد آن بازخواست خواهى شد .
پس از انداختن نامهها ، اين دعا را بخوان :
أَللَّهُمَّ إِنّي أَسْأَلُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتي لَحَظْتَ بِهَا الْبَحْرَ الْعِجاجَ ، فَأَزْبَدَ
بار الها ؛ از تو مىخواهم به قدرتت ؛ همان قدرتى كه درياهاى بزرگ را با آن ملاحظه فرمودى ، پس به خروش و
وَهاجَ وَماجَ ، وَكانَ كَاللَّيْلِ الدَّاجِ ، طَوْعاً لِأَمْرِكَ ، وَخَوْفاً مِنْ
موج وا داشتى ، و همانند شبى تاريك شدند ؛ اين همه ، از سر فرمانبردارى درياها از تو ، و نيز از ترس و هيبت تو بود .
سَطْوَتِكَ ، فَأَفْتَقَ اجاجُهُ ، وَائْتَلَقَ مِنْهاجُهُ ، وَسَبَّحَتْ جَزآئِرُهُ ،
بدين سان ، آب شور درياها شكافته ، و راههايش زينت داده شد ، و جزائر آن تسبيح گفتند ،
وَقَدَّسَتْ جَواهِرُهُ ، تُناديكَ حيتانُهُ بِاخْتِلافِ لُغاتِها ، إِلهَنا وَسَيِّدَنا
و جواهر آن تقديس نمودند . ماهيان درياها با زبانها و لغات مختلف تو را ندا دادند : خداى ما ؛ آقاى ما ؛
مَا الَّذي نَزَلَ بِنا ، وَمَا الَّذي حَلَّ بِبَحْرِنا فَقُلْتَ لَها اسْكُني ،
چه چيزى بر ما فرود آمد ؟ چه چيزى در درياى ما پيش آمد ؟ و به ماهىها فرمودى : آرام باش ؛ ( و به دريا فرمودى : ) به
سَاسْكِنُكَ مَلِيّاً ، وَاجاوِرُ بِكَ عَبْداً زَكِيّاً ، فَسَكَنَ وَسبَّحَ وَوَعَدَ
زودى تو را به آرامش مىرسانم ؛ و بندهاى شايسته و پاك را مجاور تو مىگردانم ؛ پس آرام گرفت و تسبيح گفت و به بخششهاى نهانى
بِضَمآئِرِ الْمِنَحِ . فَلَمَّا نَزَلَ بِهِ ابْنُ مَتَّى بِما أَلِمَ الظُّنُونَ ، فَلَمَّا صارَ
وعده داده شد . آن گاه كه يونس پسر متّى در آنجا فرود آمد چون گرفتار مصيبتهايى شد كه حتّى تصوّر آنها دردناك است ، و آن گاه كه
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 463
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٤٦٣