تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
آب روان يا چاه آب مىافكنى . البتّه پيش از اين كار ، نامه‌ها را در گِل نرم ( يعنى بدون سنگريزه ) قرار ده . سپس دو ركعت نماز گزارده و به واسطهء محمّد و آل محمّد عليهم السلام به خداى تعالى روى مىآورى ، و انداختن نامه‌ها در آب ، بايد در شب جمعه باشد . يادآور مىشود كه اين عريضه نويسى را براى آزمايش انجام مده ، بلكه باور داشته باش كه خواسته‌ات اجابت مىشود . و تنها در مورد سختىها و كارهاى بسيار دشوار انجام شود . هم‌چنين ، كسى را كه شايستگى ندارد از اين جريان مطّلع مكن و اين نامه را برايش ننويس ؛ زيرا فايده‌اى برايش ندارد . از طرفى اين نامه‌ها ، امانتى است كه بر عهدهء توست كه آن را حفظ كنى و در مورد آن بازخواست خواهى شد . پس از انداختن نامه‌ها ، اين دعا را بخوان : أَللَّهُمَّ إِنّي أَسْأَلُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتي لَحَظْتَ بِهَا الْبَحْرَ الْعِجاجَ ، فَأَزْبَدَ بار الها ؛ از تو مىخواهم به قدرتت ؛ همان قدرتى كه درياهاى بزرگ را با آن ملاحظه فرمودى ، پس به خروش و وَهاجَ وَماجَ ، وَكانَ كَاللَّيْلِ الدَّاجِ ، طَوْعاً لِأَمْرِكَ ، وَخَوْفاً مِنْ موج وا داشتى ، و همانند شبى تاريك شدند ؛ اين همه ، از سر فرمانبردارى درياها از تو ، و نيز از ترس و هيبت تو بود . سَطْوَتِكَ ، فَأَفْتَقَ اجاجُهُ ، وَائْتَلَقَ مِنْهاجُهُ ، وَسَبَّحَتْ جَزآئِرُهُ ، بدين سان ، آب شور درياها شكافته ، و راه‌هايش زينت داده شد ، و جزائر آن تسبيح گفتند ، وَقَدَّسَتْ جَواهِرُهُ ، تُناديكَ حيتانُهُ بِاخْتِلافِ لُغاتِها ، إِلهَنا وَسَيِّدَنا و جواهر آن تقديس نمودند . ماهيان درياها با زبان‌ها و لغات مختلف تو را ندا دادند : خداى ما ؛ آقاى ما ؛ مَا الَّذي نَزَلَ بِنا ، وَمَا الَّذي حَلَّ بِبَحْرِنا فَقُلْتَ لَها اسْكُني ، چه چيزى بر ما فرود آمد ؟ چه چيزى در درياى ما پيش آمد ؟ و به ماهىها فرمودى : آرام باش ؛ ( و به دريا فرمودى : ) به سَاسْكِنُكَ مَلِيّاً ، وَاجاوِرُ بِكَ عَبْداً زَكِيّاً ، فَسَكَنَ وَسبَّحَ وَوَعَدَ زودى تو را به آرامش مىرسانم ؛ و بنده‌اى شايسته و پاك را مجاور تو مىگردانم ؛ پس آرام گرفت و تسبيح گفت و به بخشش‌هاى نهانى بِضَمآئِرِ الْمِنَحِ . فَلَمَّا نَزَلَ بِهِ ابْنُ مَتَّى بِما أَلِمَ الظُّنُونَ ، فَلَمَّا صارَ وعده داده شد . آن گاه كه يونس پسر متّى در آنجا فرود آمد چون گرفتار مصيبت‌هايى شد كه حتّى تصوّر آن‌ها دردناك است ، و آن گاه كه